سالهاست چهارشنبه ها را دوست دارم. چرا؟

rainسخنران نوبت بعدازظهر كارگاه آموزشي پيشرفته روابط عمومي يك استاد امريكايي بود كه در حوزه سرمايه اجتماعي صحبت مي كرد. از روش هاي ايجاد سرمايه اجتماعي با حاضران در جلسه سخن مي گفت و نكته هاي متعددي را يادآوري مي كرد. الگو برداري از بهترين تجربه ها را يك نكته مهم معرفي كرد و گفت: هميشه اين سوال را از خودتان بپرسيد كه چه مقدار از آنچه را انجام مي دهيد منجر به ايجاد رابطه و حفظ و تداوم آن مي شود؟

حرف هايش مرا به ياد صحبت هاي يكي از دوستانم انداخت كه مي گفت: اين سوال هميشه برايم وجود دارد كه چرا اكثر افراد توانا و توانمند ادارات و سازمان ها توانايي هاي واقعي خود را در بيرون از سازمان و محيط رسمي كار خود ارائه مي دهند؟ چرا سازمان ها قادر نيستند توانايي هاي پرسنل خود را جذب كنند؟ حاضرند به افراد متخصص بيرون از سازمان پول بدهند تا كاري را برايشان انجام دهند اما حاضر نيستند همان مبلغ را به كارشناس يا پرسنل خودشان كه همان توانايي را دارد پرداخت كنند.

يادم هست سالها پيش كه در سازمان ديگري كار مي كردم كسي از من پرسيد كدام روز هفته را دوست دارم؟

جواب دادم: من عاشق چهارشنبه ها هستم.

او دوباره سوال كرد: خاطرات خاصي از اين روز هفته داري كه…؟

گفتم: من چهارشنبه را به خاطر تعطيلات روزهاي پنجشنبه و جمعه دوست دارم. در آن روزها مي توانم به كارهاي خودم برسم. دنبال مصاحبه، گزارش و گفت و گو هاي  خودم براي نشريات و مطبوعات باشم. اين امكان را دارم كه در آن روزها بيشتر بنويسم. اگر محيط كارم جذاب و گيرا بود، هميشه انتظار اولين روز هفته را مي كشيدم تا در محل كارم حاضر باشم. اما افسوس كه مسئولان آن سازمان به جاي استفاده از توانايي هاي من دنبال كارهاي خودشان بودند و بنابراين من هم تجربه هايم را جاي ديگري ارائه مي دادم. جايي كه ارزش آن را بدانند

پرسيد: الآن كدام روز را بيشتر دوست داري؟

گفتم: الآن هم چهارشنبه ها رادوست دارم.چون روز بعد از آن را با اختيار خودم در محل كار حاضر مي شوم. هر ساعتي كه بخواهم مي آيم وبا دوستانم ساعات خوبي را مي گذرانيم. كارهايمان را سر و سامان مي دهيم و در آرامش مطالعه مي كنيم. بازهم اين اختيار را دارم كه اگر نخواستم از دو روز پاياني هفته در راستاي علايق خودم بهره برداري كنم.

اما همچنان اين سوال در ذهنم هست كه چرا اغلب سازمان ها و نهادها از سرمايه هاي اجتماعي خود به درستي بهره برداري نمي كنند و افراد متخصص و باتجربه آنان، توانمندي هايشان را در مراكز و ارگان هاي ديگر عرضه مي كنند؟

Published in: on ژوئیه 21, 2010 at 7:10 ق.ظ.  Comments (5)  

The URI to TrackBack this entry is: https://safarezendegi.wordpress.com/2010/07/21/chaharchanbeh-ravabet/trackback/

RSS feed for comments on this post.

5 دیدگاهبیان دیدگاه

  1. سلام
    ايكاش اين پرسش هم مطرح مي شد كه از چه روزي بدتان مي آيد؟ شايد پاسخش اولين روز كاري يا آخرين روز تعطيلي بود.و اين نشانگر آن است كه از كار خود لذت نمي بريم.

  2. سلام
    این احساس شما را نسبت به چهارشنبه ها خوب می فهمم من هم چهارشنبه ها راخیلی دوست دارم . می توان با خیال راحت به هیچ چیز فکر نکرد.می توان تا دیروقت بیدار ماند وبدون اینکه بترسی از دیربیدار شدن فردا کتاب خواند وفیلم دید. می توان ساعت ها ازپنجره کوچه را تماشا کردوازسکوت شب لذت برد…

  3. اول سلام.واقعا چرا اينجوريه؟؟؟؟؟؟
    «ندبه تا قلب خدا» به ماهم سر بزنيد

  4. به حقيقت تلخي اشاره كرديد آقاي ديزجي ! كاش مديران سازمانها و ادارات دولتي ما هم از اين منظر نگاه كنند و چاره اي بيانديشند

  5. احسنت به درد اکثر کارمندان اشاره کردید .عوضش من از پنجشنبه ها خوشم میادچون فرداش جمعه است.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: