کسانی که هنوز والدین اولیه خودشان را دارند دستشان بالا

روزگار با اغلب مردم چنان کرده که تنها فرصت دیدارها در مجالس عروسی، تشییع جنازه، فاتحه خوانی و یا عیادت بیماران میسر می شود و بس.

عصر جمعه برای عیادت از یک بیمار در بیمارستان حاضر بودم که ساعتی بعد او هم رسید. سالها بود از همدیگر خبر نداشتیم. با حضور او، حرف ها به گذشته ها رسید. خاطرات مختلفی زنده شد. از پدرها و مادرها سخن به میان آمد.معلمان سالیان دور با خاطرات تلخ و شیرین در جمع حاضر شدند.

یکی پدرش را می نگریست. دیگری محو چهره ی عمویش بود و ما چشم به سیمای نحیف پدربزرگ دوخته بودیم.

وقتی حرف به خانه و خانواده ی اصیل ایرانی رسید، به خاطره ای از فرزند برادرش اشاره کرد. به او که دست کم چهار یا پنج دهه است در شمال اروپا زندگی میکند اما همچنان اصالت خود را حفظ کرده است.لبخندی زد و گفت: سالها پیش وقتی پسر برادرم حسن، در یکی از مقاطع تحصیلی در یک مجموعه بسیار خوب و پیشرفته آموزشی در سوئد درس می خواند، یک روز در کلاس درس، استاد از شاگردانش سوالی می پرسد و می گوید: از میان جمع شما چه کسی هست که هنوز با پدر و مادر اولیه خودش زندگی می کند؟ کدامیک از شما همچنان با همان پدر و مادری هستید که از آغاز تولد با شما بودند و خانواده تان هنوز تغییر نکرده است؟

در آن کلاس تنها یک نفر دست بالا می کند. تنها برادرزاده من دستش را بالا می برد. پدر و مادر سایر بچه ها در طول آن سالیان از هم جدا شده بودند.یا پدر ناتنی، یا مادر ناتنی و یا هر دو از زندگی آنان خارج شده بودند.

همه ی ما در طول زندگی خود با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم کرده ایم. چه کسی بدون دغدغه روزها و شب ها را پشت سرهم سپری کرده است؟ همه ی ما که الآن دور تخت این پدر پیر ایستاده ایم برای خودمان مشکلاتی داریم و مشکلات بسیاری را هم گذرانده ایم. اما از نظر من بهترین نعمتی که تا امروز از آن برخوردار بوده ایم، داشتن یک خانواده خوب و با محبت است.پس قدر این دورهم بودن ها را بدانیم و مراقب باشیم که خانواده مان همچنان مستحکم و پابرجا بماند.این ثروت را قدر بدانیم.

وقتی به خانه برگشتم، فیلم»فرانکی عزیز» به کارگردانی » شانو ائورباک » آماده پخش بود.ماجرای پسری که سایه پدر را بر سر نداشت و….

راستی که کانون گرم و صمیمی خانواده عجب نعمت گران قدری است.

Published in: on ژانویه 9, 2010 at 11:48 ق.ظ.  Comments (10)  

The URI to TrackBack this entry is: https://safarezendegi.wordpress.com/2010/01/09/khanevadeh-waledein/trackback/

RSS feed for comments on this post.

10 دیدگاهبیان دیدگاه

  1. آقای دیزجی عزیز
    گناه بی مهری هایمان را گردن روزگار نیندازیم. چرا برای هر اشتباهمان به دنبال مقصر می گردیم. خود ماییم که روزگار نامهربان را با نامهربانی هایمان ساخته ایم. اگر هر کدام از «من » ها تصمیم به « ما» شدن بگیرد، خیلی زود ما می شویم. اگر شما می خواستید برای نرفتن به بیمارستان بهانه ای بیاورید هزاران بهانه داشتید. اما به بهانه ها نه گفتید، به بیمارستان رفتید و صله رحم بجا آورید و از خیرات آن ، این مطلب را نوشتید و از برکت آن جه بسا ده ها نفر با خوانده مطلب شما، به فکر دیداری از یک آشنا بیفتند. پس می بینید که یک بله گفتن شما به ندای انسانی قلبتان، چه انرژی مثبتی را بوجود آورد.

  2. سلام
    امروز گزارش یک پژوهش را دیدم که گفته بود میزان ارتباط اعضای خانواده ها در منزل به 17دقیقه نزول پیدا کرده!! و بچه ای در یکی از جلسات مشاوره ی خانواده به دوست مشاورمان گفته بود: ما در خانه تنها وقتی که برق ها قطع می شود دورهم جمع می شویم و صمیمی صحبت می کنیم.
    سال قبل که پسر دومم داماد شد من به صورت غیرمنتظره حدود 30 دقیقه بلند گریه کردم می دانید چرا؟ چون تنها چیزی که خیلی پررنگ یادم بود این که باخودم تصمیم داشتم که «یک روز با فربد دونفری یک قدمی بزنیم و صحبت هایی را مطرح کنم»، از آن تصمیم سال ها گذشته و هنوز آن «یک روز» نرسیده، او ازدواج کرد و رفت!
    کاش متوجه گذشت سریع عمر و پوچی بسیاری رفتارها و صرف عمر باشیم.

  3. با سلام
    در دورانی که حتی دید و بازدید ایّام عید نوروز هم منوط به هماهنگی قبلی با میزبان است، نادیدن یکدیگر در طول ایّام عادی، خیلی تعجّب برانگیز نیست!
    امّا راهکار جیست؟
    یکی از اوّلین راهکارها، شروع یا از سر گیری مراودات با گذاشتن دفتر تلفن در مقابل خویش و گرداندن انگشت مبارک به سبک و سیاق سابق در شماره های تلفن؛ خواه دیجیتال و خواه چرخشی می باشد.
    عذر و بهانه را باید کنار گذاشت.
    خجالت، رودربایستی، دلخوری، کینه، قهر، یعنی چه؟، مگر می شود؟ و امثالهم همگی از اسباب دوری و وسائط الشیطان است.
    آب دریا را اگر نتوان کشید
    قد رفع تشنگی باید چشید
    الو………..سلام عموجان…………من؟……..من محمد حسینم……….
    وبعد از چند تماس احساس سبک بالی و غروری شیرین خواهید کرد.
    کافی است خود را موظّف کنیم. راهکارها بسیارند و هنوز چشمی در انتظار ماست

    امروز که در دست توام، مرحمتی کن
    فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت

  4. سلام
    به نظر من مقصر اصلي مخابرات است . زماني براي جويا شدن از احوال همديگر كفشهايمان بسيار زود فرسوده مي شد . بعد از مدتي نامه و كارت پستال و . . . يادتان هست شب عيد و تولد و . . . كارتهاي رنگي مي خريديم و پست مي كرديم ؟ اما حالا با يك پست الكترونيكي و پيام كوتاه يك تصوير و نوشته از پيش تعيين شده را براي ده ها نفر فقط با يك كليك ارسال مي كنيم. قصه تمام شد . از احوال هم نيز با خبر شديم.

  5. اره متاسفانه اينجوري شده.

  6. سلام
    لذت برقراری ارتباط را من که یک تلفنچی هستم میچشم.
    واقعاً ارتباط داشتن با دیگران لذتی دارد که در کمتر چیزی میتوان آن را یافت.
    خدا را شکر که ما تلفنچیها، به قول شاعر:
    ما برای وصل کردن آمدیم
    نی برای فصل کردن آمدیم

  7. سلام
    واقعا لذت بردم . نکته جالبی را یاد آوری کردید . به امید اینکه همیشه سایه پدر و مادر بالای سر همه بچه ها باشه . و از اون مهمتر احترام متقابل همیشه تو خونه های گرم ایرانی به چشم بخوره . ممنونم

  8. واقعاً خوش به حال قدیمیها که قناعت پیشه خود کرده بودند و با دور هم نشستن و گل گفتن و گل شنیدن غصه ها را از دل بیرون میکردند.

  9. مقصر مخابرات نیست. مقصر ما هستیم که جنبه پیشرفت تکنولوژی را نداریم. تنبلی و بیعاری پیشه کرده ایم. با این اوضاع بعید نیست روزی برسد که حتی حال نداشته باشیم ایمیل یا پیامک بفرستیم. به نظر من آن روز اگر زنده نباشیم بهتر است.

  10. فقط امیدوارم که سالیان درازی سایه پدر و مادرم بالای سرم باشد.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: