خانم معلم، بازنشسته نشويد تا من برگردم!

عکس تزیینی استدر يكي از نامه هاي شاگردانش خواندم كه نوشته بود:» اميدوارم هيچ وقت بازنشسته نشويد.»

آن روز اين خانم معلم يعني سيميندخت روحي، معلم پايه سوم دبستان دولتي امت پسران منطقه 4 تهران بود. الآن به يقين بازنشسته شده است. زيرا بيش از 10 تا 15 سال از مصاحبه من با او مي گذرد. آن روز كه با هم گپ مي زديم، 28 سال سابقه تدريس داشت.يادم هست از او سوال كردم كه آيا هرگز به بازنشستگي فكر كرده ايد؟

خانم معلم در جوابم گفت: گهگاه دانش آموزان سال هاي گذشته ام در مدرسه و كلاس درس به ديدنم مي آيند. هر بار به بچه ها توضيح داده ام كه اين افراد هم مثل شما روزگاري شاگردم بوده اند و حالا آمده اند به معلم خودشان سربزنند.

وقتي آن شاگردم اين جمله را از من شنيده بود و يك بار هم شاهد حضور شاگردان قديمي من در كلاس بود، خيلي دلش مي خواست من در اين حرفه آن قدر بمانم و دوام بياورم كه او نيز در بزرگسالي به كلاسم بيايد و مرا ببيند. به همين دليل در نامه اي به من نوشت كه بازنشسته نشويد تا من برگردم.اين رفتار و برخورد شاگردانم در طول سالهاي خدمت، بارها حسادت فرزندان خودم را برانگيخت.اگر قرار باشد دهها بار ديگر هم به دنيا بيايم، باز هم معلم خواهم شد.

Published in: on اکتبر 24, 2009 at 8:16 ق.ظ.  Comments (7)  

The URI to TrackBack this entry is: https://safarezendegi.wordpress.com/2009/10/24/moalem-bazneshasteh/trackback/

RSS feed for comments on this post.

7 دیدگاهبیان دیدگاه

  1. بسیار زیبا بود و واقعا عجب لذتی دارد بعد از سال ها به دیدن معلم قدیمی رفتن

  2. به درستی درس معلم ار بود زمزمه محبتی جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را .
    باز هم مثل همیشه زیبا بود.

  3. با وجودی که حس میکنم نه سواد، نه شرایط و نه لیاقت معلمی را دارم، ولی گاهی اوقات، به این همه خوبی برخی از معلمها حسودیم میشود.
    با این حال، یکی از افتخارات من در زندگی این است که بهترین دوستان فعلی من در حال حاضر معلمهای دوران تحصیلم هستند.

  4. سلام
    خاطرم هست زمانيكه دانشگاه تبريز مي رفتم يك روز به هنرستان محل تحصيلم در مشهد مقدس رفتم چون شنيده بودم كه استاد كارگاهم قلبش را عمل كرده . وقتي وارد دفتر شدم زنگ تفريح بود و اساتيد جمع شده بودند و هندوانه ميل مي كردند . استادم وقتي متوجه من شد كه به چه دليل آمدم از خوشحالي اشك در چشمانش جمع شد و تمام وقت سرپا ايستاد و با من صحبت كرد . اگر قدر اينان را بدانيم قدر ما را هم مي دانند.

  5. سلام.ممنون از اينكه به مهمان جغاتو بوديد.واقعا» هم حسودي داره،يه حس غرور به آدم دست ميده وقتي يه معلم شاگردهاي سابقش رو مي بينه من بارها اين حس رو در چشمهاي مادرم ديدمولي واي از اون روز كه يك معلم از ديدن يه شاگرد بشكنه خيلي حس بديه نابسامان بودن يك شاگرد رو ديدن.
    ولي من كاملا» برعكس شما يه خاطره ي خيلي خوب از دبير ادبيات سال اول راهنماييم دارم .معلمي كه ذوق نوشتن رو در من كشف كرد وقلم به دستم داد تا براش بنويسم .هر كجا هست سلامت باشه

  6. بسیار از نگاه ظریف و حس عکاسانه شما لذت بردم.
    تعریف و تشبیه شما بسیار تصویری و عکاسانه است.
    ضمنا! از اینکه شماهم عضو پایگاه سایت عکس چیلیک هستید خوشحالم. موفق باشید آقای خبرنگار.

  7. من هنوز هم احترام خاصی برای معلمانم قائل هستم. اتفاقاً چند ماه پیش دبیر عربی دوران دبیرستانم به دلیل دیابتی که داشت به محل کارم مراجعه کرده بود. من تمامی دوران دبیرستان و کلاس هایی را که با ایشان داشتم به خاطر آوردم و با تمام وجودم ایشان را مورد احترام قرار دادم.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: