معلم، آن هم براي چند دقيقه

گفتم: شما كه مهندسي را بر معلمي ترجيح مي داديد، حالا بعد از بيست و چند سال تدريس، به اين حرفه چگونه مي نگريد؟

گفت: معلمي نكته هايي به من آموخت كه در هيچ كار ديگري نمي توانستم آنها را ياد بگيرم. در حرفه معلمي، افق ديد انسان وسعت پيدا مي كند، جهان بيني آدم تغيير مي يابد و فرد كلان مي انديشد. من با كار تدريس هويت پيدا كردم و خود را شناختم، طوري كه امروز مي توانم تعريفي از خود داشته باشم.

گفتم: از نكته هايي بگوييد كه باعث شد كانون زبان ايران را دوست داشته باشيد؟

ثانيه هايي درنگ كرد و بعد گفت: من با كانون رشد كردم و بزرگ شدم. در كانون لازم است كه همواره مطالعه كنيد و اطلاعات روز را داشته باشيد.

پرسيدم: اگر معلم نبوديد؟

پاسخ داد: صبر و بردباري را با معلمي آموختم و دريافتم همچنان قطره اي از يك اقيانوس هستم.

سوال كردم: از زبان آموز و شاگرد هم مي توان چيزي فرا گرفت؟

در جوابم گفت: احترام متقابل. در محيط كلاس درمي يابيد انسان ها آن قدر خصوصيات و شرايط مشترك دارند كه به راحتي بفهميد هيچ برتري بر آنان نداريد. سر كلاس شايد من حرف اول را مي زنم چون اندكي اطلاعات بيشتر آن هم فقط در يك موضوع دارم. بيرون كه مي روم، تك تك همان شاگردانم در حوزه توانايي و تخصص خودحرف اول را مي زنند. آن يكي پزشك است، ديگري مهندس و سومي صاحب حرفه اي ديگر.

اين بخشي از گپ و گفت ميان من و ثريا عزيزيان مدرس زبان انگليسي كانون زبان ايران بود كه سال 1386 با او انجام دادم. از اين مدرس در همان سال تجليل شد.ثريا عزيزيان معتقد به صداقت در تدريس است. او امروز بعد از 22 سال تجربه مي گويد: اگر صادق باشيد، متواضع خواهيد بود. اگر تواضع داشته باشيد، بخشنده نيز خواهيد بود.

Published in: on اکتبر 4, 2009 at 12:36 ب.ظ.  Comments (6)  

The URI to TrackBack this entry is: https://safarezendegi.wordpress.com/2009/10/04/moalem11/trackback/

RSS feed for comments on this post.

6 دیدگاهبیان دیدگاه

  1. به نظرم تمامی اساتیدی که در کلاس جوهر وجودی خود را با دانش آموزان به اشتراک میگذارند چنین پنداری دارند و در عمل بدان پایبند..
    خیلی خوب دریافته ام که تنها شغلی که نمیتوان اکتساب نمود همان معلمی است که باید گوهر ایثار درون آنها نهادینه باشد…

  2. سلام
    به شغل ارزنده و نکته‏ی مهمی اشاره کرده اید. شخصاً با داشتن قریب 26سال سابقه معلمی آموزش و پرورش و دانشگاه، این حرفه را با هیچ یک از مشاغل دیگر قابل مقایسه نمی دانم. در این مجال کوتاه صرفاً به یک خاطره یا دانسته‏ی خود اشاره می کنم:
    سالها قبل در کتاب «راز طول عمر» نوشته‏ی آقای دکتراحمدصبور اردوبادی نکته ای را به نقل از یک مقاله‏ی معتبر امریکایی خواندم. طبق آن پژوهش در میان حرفه های مختلف اجتماعی، معلمین بیشترین طول عمر و پزشکان کمترین عمر را دارند. علت را این گونه توضیح داده بود که پزشک همواره باید در قبال بیمار و همراهانش از انرژی خود مایه بگذارد و همواره دهنده باشد اما معلم همواره از توجهات مثبت و انرژی های اهدایی متعلمین بهره مند می شود و علی رغم دهندگی در علم، همیشه گیرنده‏ انرژی است.
    خوشحالم که جزو هردو گروه هستم.
    بااحترام

  3. سلام
    بسیار نکته خوب و قابل تاملی بود به درستی معلمی شغل انبیاست . موفق باشید

  4. سلام
    سال ها قبل ، آن زمان که درس معلمی می آموختم از استاد جوادیان ( که خدایش بیامرزد) جمله زیبایی شنیدم به نقل از یکی از نام آوران تعلیم و تربیت جهان که متاسفانه نامش را فراموش کردم:
    من نمی خواهم از گناهان مردم نان بخورم، پس کشیش نمی شوم. من نمی خواهم از رنج و بیماری مردم نان بخورم پس پزشک نمی شوم، من می خواهم از دانایی مردم نان بخورم پس معلم می شوم.
    اما آقای دیزجی عزیز اگر با دقت نگاه کنیم، همه ما در واقع می توانیم معلم باشیم و به دیگران بیاموزیم که ذکات علم آموزش است. همانگونه که شما با مطالب شیرین وب سایتتان می آموزید.

  5. ز بوسیدنیهای این روزگار
    یکی هم بود دست آموزگار

  6. من فقط می توانم بگویم که تمامی معلمان من در طول تحصیلم قابل تقدیر بوده و همیشه دوستشان خواهم داشت.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: