شاید این «سفره افطار» بی مهمان بماند، شاید

خیلی بی تفاوت از کنار پوستر مسابقه عکس «سفره افطار» سایت مرکز آفرینش های فرهنگی هنری کانون پرورش فکری گذشتم.پوستر، بسیار بسیار ابتدایی بود.هیچ نوع اطلاعاتی در خصوص چگونگی برگزاری مسابقه، شرایط شرکت کنندگان، اندازه و تعداد آثارو سایر مشخصات  یک مسابقه عکس ارائه نکرده بود.تنها به یک نشانی اینترنتی و مهلت ارسال آثار بسنده کرده بود.

هنوزچند قدم جلوترنرفته بودم که دوستم گفت: این مسابقه شاید برای پسران شما جالب باشد.موضوع را به آنها بگو شاید….

گفتم: اوایل اردیبهشت 1388 این سایت فعالیتش را با فراخوان یک مسابقه عکاسی با موضوع » من و خانواده « شروع کرد. آن روز نوشته بودند کودکان 5 تا 15 ساله می توانند با دوربین عکاسی یا تلفن همراه، تصاویری را خلق کنند و در این رقابت شرکت داشته باشند. من هم موضوع را با فرزندانم در میان گذاشتم. آنها با خوشحالی تمام از این رقابت استقبال کردند.سپس به کمک هم تعدادی عکس انتخاب کردیم و هر دو پسرم در رقابت شرکت کردند. از آن روز تاکنون هیچ خبری نشده است. یکی دو بار فرزندانم نتایج مسابقه را از من جویا شدند و من هم پیگیری کردم اما نتیجه ای نگرفتم. بنابر این حالا….

سرش را به علامت نارضایتی تکان داد و گفت: حق با شماست.بچه ها با یک دنیا امید و آرزو قدم پیش می گذارند تا شاهد موفقیتی هر چند کوچک در زندگی خود باشند. اما وقتی آنها را میان زمین و آسمان رها می کنند، کم کم میل و رغبت خود را از دست می دهند و بی اعتماد می شوند. حالا فهمیدم چرا شما که خودت به عکاسی علاقه داری، از کنار این پوستر بی تفاوت گذشتی و هیچ اعتنایی به آن نکردی.

گفتم: من انتظار ندارم که فرزندانم صد در صد برنده این رقابت باشند، اما حداقل امیدوار بودم که با اعلام نتایج این مسابقه عکاسی، آنها از وضعیت و توانا یی خودشان آگاه شوند. بنابر این در مورد مسابقه دوم مرکز آفرینش ها هیچ اطلاعی به آنان نخواهم داد.

دوستم دوباره پرسید: تماسی با مسوولان این مسابقه هم گرفتی؟

جواب دادم: بله. خانمی را معرفی کردند تا جوابگو باشد. من هم با ایشان تماس گرفتم و ماجرا را تعریف کردم. تنها پاسخ این بود که: » متاسفم.من هم چند بار این موضوع را به مسوولان بالاتر گفته ام اما هیچ جوابی نگرفته ام. با جابجا شدن مدیر این مرکز، ظاهرا» همه چیز فراموش شده است. البته تعداد چندانی هم در این مسابقه شرکت نکرده بودند. بنابر این…»

تنها حرفی که به آن خانم محترم زدم این بود: بچه ها شخصیت دارند.اگر آنان به فراخوان شما احترام می گذارند، شما هم باید پاسخ مناسبی برای آنان داشته باشید.برنده شدن یا نشدن یک کودک یا نوجوان – آن هم به شرط قضاوت و داوری صحیح – اولویت اول نیست. وقتی شما هیچ عکس العملی در مورد عکس های ارسالی بچه ها نشان نمی دهید، دیگر نباید انتظار داشته باشید که آنان به دعوت های بعدی شما جواب مثبت بدهند.

راستی! چرا گاهی کودکان و نوجوانان اهمیتی برای دعوت های ما  قائل نیستند؟ چرا آنان را نادیده می گیریم و احساس می کنیم بی تفاوتی ما را فراموش خواهند کرد؟ باور کنیم بچه ها به ویژه کودکان و نوجوانان نسل امروز به مراتب دقیق تر و زیرک تر از نسل های پیشین خود هستند و تمامی رفتار، کردار و گفتار ما را به خاطر می سپارند. باور کنیم که آنان می فهمند اما گاهی به دلایل مختلف  حرف دلشان را بر زبان نمی آورند و تنها با فاصله گرفتن از ما، بهترین عکس العمل را نشان می دهند.

آری، فرزندانم ترجیح می دهند سر «سفره افطاری» حضور پیدا کنند که برای «من و خانواده» ارزش و احترامی قائل باشند.

Published in: on سپتامبر 5, 2009 at 2:18 ب.ظ.  Comments (6)  

The URI to TrackBack this entry is: https://safarezendegi.wordpress.com/2009/09/05/eftar-aks/trackback/

RSS feed for comments on this post.

6 دیدگاهبیان دیدگاه

  1. سلام نماز روزه هاتون قبول باشه .
    پست شما رو خوندم من خودم چند بار زمانی که ابتدایی یا راهنمایی می خوندم توی یه سری مسابقه شرکت کردم ولی همیشه برام سواله که نتیجه چی شد؟ یاد اونروزها افتادم خلاصه اینکه ممنونم از پست قشنگتون کاش اونایی که باید بخونن .بخونن

  2. به عنوان یکی از کارمندان مرکز آفرینشها، از موضوع پیش آمده متأسفم. دیگه خودتون تصور کنید که ماها در زمان مدیریت سابق چی میکشیدیم!!!
    به قول معروف: از کوزه همان برون تراود که در اوست.

  3. به نظر من اینروزها تمام آمارها بر محور کمیت استوار است مهم این بوده که مدیران این مسابقه را در برنامه کاری خود داشته باشند و حتما پولی هم بابت آن نگرفته اند مطمئنم….
    امیدوارم قول قرعه کشی در مسابقاتی که به خانواده ها میدهیم در حد اعلام اسامی افراد نبوده و در حد مقدورات به تصورات کودکان از برگزار کنندگان این چنینی احترام شایسته بگذاریم.

  4. بنام خدا
    بیش از دویست سالی هست که کار نیمه کاره در مملکت ما شایع شده. از ازدواجهای نیمه کاره فتحعلی شاه قاجار که طفلک نتوانست رُتبه اوّل را در جهان بدست بیاورد و با بیش از هفتصد فرزند و نوه، در مقام دوّم تاریخ ایستاد گرفته تا خدمات امیرکبیر (رحمة الله علیه) که دچار حسادت های مادرزن محترمشان یا همان مهد عُلیا؛ والده ناصرالدین شاه گردید و با قتل امیر در حمام فین باز هم نا تمام ماند.
    از آن خاندان که گفتنی بسیار است فقط همین بس که سلطنتِ آخرینشان نیز گرچه در عنفوان جوانی بدستش دادند (شاید آن زمان مثل الآن اسباب بازی رایج نبود و بجای اسباب بازی به احمد کوچولو، سلطنت را دادند) کمی بیش دوام نیاورد و سربازی اسباب بازی را از دست بچه با اخم و قُلدُری گرفت و تا خواست جا خوش کُند؛ این انگلیسی های دلسوز ملّت ها (بخصوص ایران!) اسباب بازی را از آقا سربازه گرفتند و دادند به بچّه اش! سربازِ بیچاره نیز از دقّ اسباب بازی در جزیره موریس به درک واصل گردید! (راستی «درک» با فتحه «دال» و»ر» مکانی است با صفا در قعر دوزخ که مخصوص بعضی خواص است مثلِ آقا سربازه است که چادر از سرِ مادرانمان می کشید. به عبارت محترمانه لُژ جهنم است. خلاصه کلمه «درک» همیشه بی تربیتی نیست).
    القصّه؛ کارِ نیمه کاره در ایران چیز غریبی نیست. من هم راستی با اینکه چهل و اندی از سنّم می گذرد هنوز به اُمید پخش نقاشیی که در کودکی برای تلویزیون فرستادم، می نشینم و برنامه کودک تماشا می کنم!
    شما هم از اعلام نتایج مُسابقات نا امید نشوید. فقط فراموش نکنید که به بچّه های خویش بسپارید پیگیری را فراموش نکرده و به بچّه های خودشان یعنی همان نواده های آتی شما نیز بسپارند.
    شاید من هم یک جورهایی نصفه نیمه کاره نوشتم ولی خوب این فقط یک نظر بود گر چه نیمه کاره. والسلام علی من اتّبع الهدی

  5. سلام روزه نمازتون قبول . عجب گفتین حرف دل خیلی هاست که توی دل مشغولی های بزرگ زندگی پیچیده امروز گم شده .

  6. ای بابا تمام کارهای این مملکت شده همینطور! فقط درجات سرکار بودن فرق می کنه.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: