آموزش و پرورش افتخار کند، من در قنوتم مسئله حل می کنم!

در لابلای صفحات وب جست و جو می کردم که به تیتر» آیا واقعا خدا من رو فقط برای تست زدن آفریده؟؟ »  رسیدم. مطلب از وبلاگ یک دانش آموز منعکس شده بود. دانش آموز چنین نوشته بود:

» مدتیه که کلا کاربری اعضای بدنم عوض شده. دیگه توی حافظه ام جایی برای شعر های حافظ و سعدی و مولوی نمونده. تنها چیزی که اون تو پیدا می شه نمودار معادلات درجه n ه! الان هرچند تا هم ارزی که بخواهم می تونم روکاغذ پیاده کنم. میتونم مشتق هر عبارتی رو حساب کنم. میتونم 1 تست ریاضی رو در (1/2)وقت استاندارد، بالای 90 در 100 بزنم…

ولی سوال من یه چیز دیگه است…

آیا واقعا خدا من رو فقط برای تست زدن آفریده؟؟

این کنکور لعنتی دنیای همه رو داره خراب می کنه! بهترین سالهای عمرم رو داره از من می گیره! نمی ذاره از زندگیم لذت ببرم! نمی ذاره شب تا صبح بیدار بمونم و حافظ بخونم! دیگه وقت هری پاتر خوندن هم ندارم! حتی (اگه ریا نشه) نمی ذاره نمازم رو هم درست بخونم! توی قنوتم مساله حل میکنم! حتی موقع خواب هم ولم نمی کنه! دیگه به جای شمردن گوسفند ها حدشون رو محاسبه می کنم! حتی تر وقت غذا خوردن! فاکتوریل شماره لقمه را ذهنی حساب می کنم! باشد که تست هایم چند ثانیه ای زودتر حل شوند! «*

خواندن این یادداشت مرا به یاد خاطره یکی از دوستانم انداخت. حدود بیست سال قبل این دوست عزیزم که به عنوان مترجم و ویراستار فعالیت داشت برایم از روزگار تحصیلش در یکی از دانشگاه های شوروی سابق چنین تعریف کرد:

من در آن دانشگاه با دانشجویانی از کشورهای مختلف همکلاس بودم. یک روز که با هم گپ می زدیم، حرف به جغرافیا و رودهای دنیا رسید.کسی از جمع ما سوال کرد که می سی سی پی در کجاست؟ همه انتظار داشتیم دانشجوی امریکایی که کنارمان بود به این سوال جواب بدهد.اما او گفت من اطلاع ندارم. من که جواب را می دانستم بلادرنگ پاسخ دادم. بعد هم رو به دانشجوی امریکایی کردم و گفتم: چرا شما نباید این نوع اطلاعات در مورد کشورتان را داشته باشید؟ او لبخندی زد و گفت: من در ذهنم اطلاعات و معلوماتی را نگه می دارم که در زندگی کاربرد مستقیم و مستمر دارد. باید چیزهایی را به ذهن سپرد که در زندگی به انسان کمک می کند. دانستن برخی اطلاعات عمومی خوب است اما کتاب های دائره المعارف و فرهنگ ها را برای همین روزها گذاشته اند. هر وقت نیاز داشته باشم سراغ قفسه های کتابخانه را می گیرم و پاسخ سوالم را پیدا می کنم.بنابر این هیچ لزومی ندارد که …

با خواندن آن یادداشت و مرور این خاطره از خودم سوال کردم، فایده این همه مطلب با حجم زیاد در کتاب های درسی ما چیست؟ از آن همه کتاب های قطور تاریخ و جغرافیا و امثال آن که در دهه های پیشین خواندیم چه چیزی در ذهنمان مانده است و از آن در زندگی خود بهره می بریم؟به خاطر عبور از دیوار بلند کنکور چه مطالب متنوع و متعددی را خواندیم که پس از گذر از این مانع دیگر به کارمان نیامد.

از یکی دو دهه اخیر که کلاس های آموزش زبان گسترش یافته گذر کنیم، در روزگار دانش آموزی و دانشجویی ما کمتر کسی به زبان خارجی آشنایی داشت و نادر بودند که بر یک زبان تسلط داشته باشند. امروز هم همین وضعیت در اغلب مدارس/ البته به جز مدارس خصوصی و به اصطلاح غیر انتفاعی / ما حاکم است. زبان خارجی که در هر زمان و مکان و موقعیت شغلی به کار مان می آید هنوز در مدارس این کشور ابتر و ناقص است.هفت یا هشت سال تحصیل زبان در مدارس این کشور به اندازه دو سال زبان آموزی در یک موسسه معتبر، نتیجه در بر ندارد.

روزگاری شنیدم محسن مخملباف همان فیلمساز صاحب نام ایرانی فرزندانش را از مدرسه و سیستم آموزش دولتی در ایران فرا خواند و آنان را در منزل و به طور آزاد در معرض آموزش قرار داد. او معتقد بود دانستن زبان خارجی و یک سری اطلاعات و علوم و دانش های مورد نیاز در زندگی مثل کامپیوتر و نظایر آن فرزندانش را کفایت می کند.حالا همان فرزندانش امروز جا پای پدر گذاشته و در عرصه سینما برای خود نامی دارند که نان هم در سفره اینان می گذارد.

راستی ما به کجا می رویم؟ مجبور ساختن بچه ها به حفظ یک سری اطلاعات خشک و آماری و امثال آن در روزگاری که با یک کلیک در اینترنت می توان همه را به یک باره در اختیار داشت چه معنایی دارد؟

*نشانی وبلاگ: http://www.attaran.net/weblog/archives/274.php#more

Advertisements
Published in: on اوت 12, 2009 at 7:40 ق.ظ.  Comments (8)  

The URI to TrackBack this entry is: https://safarezendegi.wordpress.com/2009/08/12/amoozesh-va-parvaresh-iran/trackback/

RSS feed for comments on this post.

8 دیدگاهبیان دیدگاه

  1. سلام

    درود خدا بر شما که به نظر من به یکی از بزرگترین مشکلات این مملکت اشاره کردید. این موضوع از جهات مختلفی قابل تأمل و بررسی است. مصرانه از شما تقاضا دارم این بحث را به هر شکل ممکن بیشتر و وسیع ترمطرح کنید و نظر صاحب نظران را جلب کنید تا روی آن بحث مشروح تر و عمیق تری صورت گیرد. درصورت ایجاد کمترین تغییر در روند نادرست آموزشی موجود خیرات و برکات بسیار زیادی نصیب مملکت مستعد و نیازمندمان خواهد شد
    ارادتمند
    علی

  2. سلام
    خیلی خوب بود به درستی حرف دل خیلی هاست . شیوه آموزش در ایران اشتباه است . خواندن چیزهایی که ضرورت ندارد و یا دانش اموز به آن علاقه ندارد باعث دلسردی دانش آموزان از ادامه راه می شود .

  3. سلام
    این پست شما فشرده و عصاره چند نوشته مهمی بود که میشد در یک کامنت قرار داد امیدوارم دوستان به سادگی از این مطلب عبور نکرده و راجع به نکات مستتر آن بیشتر بحث کنند. دوست من کمی آرومتر فکر کن ماهم به بحث برسیم

  4. آقای دیزجی آنچه به آن اشاره کردید دغدغه ی خیلی ازماهاست اما به نظر می آید آنان که قدرت و اجازه ی تغییر سیستم آموزشی مملکتمان را دارند برای باور خیلی از واقعیتهای مشهود نیاز به اتلاف چند نسل زمان و نیروی انسانی دارند. غافل از اینکه به قول سهراب : چشمها را باید شست … جور دیگر باید دید! و برای جور دیگر دیدن و درک مسئله نیاز به دانش آکادمیک خاصی نیست هر آدم معمولی هم با یک حساب سر انگشتی از مدت عمر مفید انسان و فرصت محدود آموختن در دوره ی کودکی نوجوانی و جوانی به این نتیجه می رسد که پرداختن به آموزشهای غیرکاربردی جز اتلاف وقت و انرژی چیز دیگری در پی ندارد …
    حتی به نظر می آید نادیده گرفتن ای مهم باعث طولانی شدن سیکل آموزشی لازم برای رسیدن به تخصصهای حرفه ای و متعاقبا هزار و یک مشکل دیگر مثل تاخیر در رسیدن به موقعیت مطلوب شغلی و ازدواج وتشکیل خانواده و… میگردد

  5. سلام
    مثل همیشه مطلبی را در وبلاگ خود گنجاندید که دغدغه ی فکری قشر عظیمی از جامعه ی فرهنگی ماست . به روزهای کنکور دوره ی خودمان برگردیم که چه روزها و شبهای پر اضطرابی را پشت سرگذاشتیم که حتی فکر کردن به آن انسان را آزرده می کند . انشا ا.. دست اندر کاران برنامه ریزی های آموزشی راه حلی را برای این معضل بیابند. یافتن راه حل شاید امکان پذیر باشد اما اجرای آن …..

    تندرست و پا برجا باشید

  6. سلام دوست عزیز

    ماناسلو بلندترین کوه بخش گورخا می باشد( کشور نپال ). این کوه هشتمین قله مرتفع دنیا به شمار می رود و در 14 مایلی شرق آناپورنا- 8091 متر- دهمین کوه دنیا قرار دارد. نام ماناسلو نشات گرفته از زبان سانسکریت و کلمه ماناسا می باشد که می توان آن را کوه مقدس معنی کرد.لازم به ذکر است که ارتفاع دماوند 5619 متر میباشد.
    خوش باشی

  7. سلام آقای دیزجی . متن جالب و در عین حال تلخی بود . تلخ و تکاندهنده . به امید رسیدن روزهای بهتر…..
    .
    .
    .
    ضمناآصف سلام رسوند خدمتتون …

  8. من هم با شما موافقم. اگر از یک دیپلمه و یا پیش دانشگاهی یک جمله انگلیسی پرسید اگر تونست بگه.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: