سرمایه یعنی پسرم که خادم محرومان است

زن های محله دور هم نشسته بودند و گپ می زدند. هر کسی چیزی برای بقیه تعریف می کرد. یکی از آن جماعت با غرور خاصی رو به دیگری کرد و گفت: همین چند روز پیش یک زمین تازه در فلان منطقه خریدیم. بالاخره آدم باید تا می تونه ملک و زمین برای خودش دست و پا کنه.

بانویی که مخاطب قرار گرفته بود، بدون ناراحتی دستی روی سر پسر کوچکش کشید و گفت: اگر شما تازگی یک زمین خریدی، من مدتهاست که سه تا زمین بزرگ  دارم. زمین هایی که بهترین محصولاتش را بزودی مردم شاهد خواهند بود.

پسرک که کنار مادرش نشسته بود با تعجب او را نگریست.حیرت زده بود که مادرش از کدام زمین ها سخن می گوید.تا آمد حرفی بزند، مادر دستش را به علامت سکوت مقابل صورت گرفت تا او بداند که الآن زمان مناسبی برای پاسخ گرفتن نیست.

گپ و گفت زنانه خانم های محله که تمام شد، این مادر و فرزند هم روانه خانه شدند.در بین راه پسر دوباره همان سوالی را که در ذهن داشت تکرار کرد. این بار مادرش گفت:مختار عزیزم! آن سه زمین مساعد کشت و کار که من از آنها حرف زدم، شما سه برادر هستید.شما بچه های من زمین های ارزشمندی هستید که در آینده بهترین محصولات را به مردم عرضه می کنید.زمین کشاورزی امروز مال ماست و فردا دیگری روی آن کار می کند. اما شما سه فرزند من چنان سودی به مردم می رسانید که دیگران یک عمر دعاگویتان خواهند بود.

سال ها از آن زمان گذشت. حالا جسم آن مادر زیر خاک آرام گرفته است. اینک کودکان بسیاری آماده تحصیل و فراگیری علم، دانش، ادب و اخلاق در مدرسه ای هستند که همان پسرک دیروز برای هم نوعانش در شهر خوی ساخته است.آنانی که امروز حاج مختار تکاور، تاجر خشکبار اهل آذربایجان غربی را می شناسند، خوب می دانند که این انسان نیکوکار با خدمات انسان دوستانه اش چه دعاهای خیری را روانه پدر و مادر خویش می کند.

آری، آن مادر مهربان چقدر خوب این زمین های مساعد را شناسایی کرده بود.او می دانست که زمین های معمول کشاورزی هرگز به اندازه وسعت روح و عظمت وجودی فرزندانش محصول نخواهد داد.آفرین به این تربیت که ثمراتش جاودانه می ماند.

نتیجه گفت وگوی من و حاج مختار تکاور در کتاب جلوه های عشق و ایثار در اختیار شماست.

Advertisements
Published in: on مه 23, 2009 at 8:02 ق.ظ.  Comments (6)  

The URI to TrackBack this entry is: https://safarezendegi.wordpress.com/2009/05/23/%d8%b3%d8%b1%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%87-%db%8c%d8%b9%d9%86%db%8c-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%da%a9%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%af%d9%85-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/trackback/

RSS feed for comments on this post.

6 دیدگاهبیان دیدگاه

  1. سلام دوست عزيز
    يادم رفته بود عكسا رو بزارم كل امشبو نخوابيدم تا اين وبلاگو راه اندازي كنم. ببخش. حالا چند تا عكس گذاشتم در آينده عكسهاي بيشتري ميزارم !!!
    اون عكس هم نيزارهاي اطراف درياچه هستن.
    آره امكانات هست.در قسمت پيوندها چند تا آدرس نوشتم اونها هم مي تونند به اطلاعاتت كمك كنند. اميدوارم بتوني به اين مكان سفر كني و سفر خوبي داشته باشي!

  2. فعلا خداحافظ .

  3. انتظار برای روزی که این افراد برگزیده بهتر و شفاف تر معرفی گردند خیلی شیرین است.در این ایام که روشنایی امید همچون نوری در تاریکی راه گشاست ارائه مطالب این چنین رسالتی بزرگ و ماندنی است.به خاطر این فرصت هم که شده آثار شما گرانقدر است

  4. و ای کاش سرمایه همه مادران پسرهای چون حاج مختار تکاور بودند .

  5. سلام
    به اميد روزي كه وزارت فرهنگ و ارشاد با تفكر اين مادران جايگزين شود .

  6. از این مادران کم نیستند. من تمام موفقیت های زندگیمو مدیون مادرم هستم.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: