من منتظر لبخندت به زندگی می مانم ای کودک بیمار

تازه از سفر برگشته بودند. در گرماگرم بحث پیرامون ماموریت اداری بودیم که به بیماری فرزند یکی از همکاران در آن شهرستان اشاره کرد. کودک 5 یا 6 ساله مبتلا به سرطان بود و پدرش در کنار همه مشکلات باید با هزینه ها هم کنار می آمد.از راه کارگری هم که زندگی معمولی نمی گذرد چه رسد به این که پول دوا و درمان فرزند سرطانی هم تامین شود.

گفتم: با موسسه محک غریبه نیستم. سالها پیش یعنی آن روزها که در هفته نامه روزهفتم موسسه همشهری می نوشتم، مصاحبه ای با خانم سعیده قدس بنیانگذار محک انجام دادم و مدتها با آنان ارتباط داشتم. حالا تماس می گیرم شاید…

روی سایت اینترنتی محک پیام گذاشتم. چند روز بعد از بخش مددکاری تماس گرفتند.لحظه ای که موبایلم زنگ خورد و طرف خودش را معرفی کرد، از خوشحالی بال درآوردم.خیلی با محبت و مهربانی مرا خطاب قرار داد و گفت: شما با ما تماس گرفته بودید. بابت کمک به یک کودک سرطانی در شهرستان … از موسسه تقاضای همراهی داشتید. لطفا» مشخصات کامل کودک را به همراه مدارک برایمان ارسال کنید تا او را تحت حمایت محک قرار بدهیم. این وظیفه ماست تا به یاری بچه های سرطانی بشتابیم.

گفتم: چه مدارکی لازم است؟

گفت: ورقه پاتولوژی، گواهی پزشک، شناسنامه کودک و والدینش و دفترچه بیمه را به ما برسانید.اگر اصل اسناد و مدارک هزینه های درمانی اش را که تا امروز انجام داده به ما برسانید، پول آنها را هم پرداخت می کنیم.

گفتم: هر بار برای گرفتن هزینه ها باید تا تهران بیایند یا…؟

گفت: نیازی نیست. یک حساب در بانک…. باز کنند تا از این طریق هزینه ها را به آنان پرداخت کنیم. تازه! در آن شهر هم یک بیمارستان داریم که با ما در ارتیاط هستند. برای درمان بچه می توانند به آنجا هم بروند.

بلافاصله با همکارم تماس گرفتم و ماجرا را به او اطلاع دادم تا پیگیری های لازم را انجام بدهد.چند ساعت بعد خبردار شدم که آن کودک تحت حمایت موسسه محک قراردارد.با این وجود والدینش همچنان در تلاطم امواج مشکلات مالی و اقتصادی بالا و پایین می روند.

حالا فقط منتظر شنیدن یک خبر در این رابطه بیشتر نیستم. دوست دارم یک بار دیگرزنگ تلفن همراهم به صدا در بیاید و کسی از آن طرف خط به من بگوید: آن کودک سرطانی بهبود یافت و امروز مثل بقیه بچه های هم سن و سالش سرگرم بازی و تفریح است.آیا ممکن است چنین تماسی برقرار شود و این پیام را دریافت کنم؟

من هنوز هم آن کودک و خانواده اش را نمی شناسم. اصلا» مهم نیست که من آنها را بشناسم یا نشناسم. مهم این است که آن کودک بیمار و همه کودکان بیمار شفا بگیرند.لبخند شادمانه چنین کودکانی به زندگی کمتر از درخشش خورشید نیست.  

Advertisements
Published in: on مارس 12, 2009 at 11:45 ق.ظ.  Comments (7)  

The URI to TrackBack this entry is: https://safarezendegi.wordpress.com/2009/03/12/%d9%85%d9%86-%d9%85%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%b1-%d9%84%d8%a8%d8%ae%d9%86%d8%af%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9/trackback/

RSS feed for comments on this post.

7 دیدگاهبیان دیدگاه

  1. برای خانواده من که زمانی 5 پسر و2 دختر جزو خانواده های معمولی محسوب میشدیم نام سرطان کلمه ای است که هنوز جرات به زبان آوردن آن درحضورمادرپیرم که دو فرزند پسر خودش را در سنسن جوانی از دست داده است را نداریم.مطابق قول مادرم کاش اسم این بیماری برای همیشه مدفون گردد ولی بخاطر شیوع این مرض از راهی کاملا ارگانیک(حیاتی) صورت میگیرد انرژی و هزینه زیادی تا کنون از جامعه بشری صرف درمان آن شده است. بیایید دعا کنیم دشمن ما هم به این درد مبتلا نگردد!

  2. خوش به حال همه کسانی که برای سلامتی کودکان نهایت تلاششونو می کنن.

  3. به قول شعار خود اين انجمن: سرطان پايان كودكي نيست
    خوشا به سعادت تمام كساني كه دست هم نوعان خود را به گرمي مي فشارند و باري از دوش آنها بر مي دارند و خوشا به حال آن ها كه باني اين امر مي شوند وزنجيره ي اتصّال را برقرار مي سازند.
    اگر مي خواهي كه بجويي دلم،امروز بجوي
    ورنه بسيار بجويّي و نيابي بازش
    مثل هميشه باني خير شديد .همواره سلامت و سرفراز باشيد.

  4. من تا زماني كه مادرم به اين بيماري مبتلا نشده بود درك درستي از اين بيماري نداشتم.ولي اكنون كه هر روز شاهد اب شدن ذره به ذره او و استيصال خودم هستم به خودم قول داده ام در راه كمك به اينگونه بيماران از هيچ كوششي دريغ نكنم. اسم اين بيماري پاهاي مرا شل مي كند.خداوند همه بيماران را شفا بدهد. براي مادرم دعا كنيد به خدا ديدن درد او هر روز مرا پير مي كند. خدا ان كودك معصوم را براي خانواده اش نگه دارد و به حق علي اصغر شفايش بدهد.

  5. سلام پیگری شما که خودشاهدآن بودم چیزی ازارزش کارکم نمیکند.به امیدروزی که کودک بیمار و همه کودکان بیمار شفا بگیرندودرآغوش سبز خانواده زندگی آرام ولذت بخشی راسپری کنند.

  6. سلام. صبح بخیر. میلاد رسول اکرم محمد مصطفی (ص) را خدمت شما عزیز بزرگوار تبریک عرض می کنم. امیدوارم که هرروزتان عیدانه باشد.
    اما درباره ی این نوشته. من به معجزه اعتقاد دارم. معجزه مقوله ای است عجین شده با زندگی انسان . اما برای دیدنش و فهمیدنش چشم دل می خواهد و ایمان راسخ به او .
    به حق این روز عزیز انشاالله خداوند همه ی بیماران را شفا بخشد.

  7. من تو را دوست دارم . مال هر دین و آیینی که می خواهی باش .


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: