پاسخي كه علامه محمد تقي جعفري به سوال انسان موفق داد

يك بار ديگر مصاحبه دوستم نصرالله دادار با انديشمند و متفكر نامدار ايران زمين مرحوم علامه جعفري را ديشب مرور كردم. سوال و جواب هاي متعددي ميان اين دو تن رد و بدل شده بود كه آن زمان در نشريه رشد جوان به چاپ رسيد.

دادار پرسيده بود: به نظر شما انسان موفق كيست؟

علامه جعفري جواب داده بود: به نظر من هر كسي كه بتواند در ضمن آن كه حيات خود رابه طور مستقل مي گذراند، به اين شش سوال نيز پاسخ بدهد، موفق است. سوالات عبارتند از:» من كيستم؟ از كجا آمده ام؟ به كجا آمده ام؟ به كجا مي روم؟ با كه هستم؟ براي چه آمده ام؟»

حتي اگر كسي بتواند به اجمال به اين شش سوال جواب بدهد، در زندگي به آنها توجه داشته باشد و آنها را بر زندگي خود تطبيق دهد، موفق است. زيرا از بيهودگي نجات مي يابد و اين آغاز موفقيت اوست. وقتي انسان بداند كه وابسته به موجود برين است و موجود برين ناظر بر اعمال ماست و آياتش را دائما» در درون و برون نشان مي دهد و اوست كه سعادت ما را مي خواهد، در اين صورت سعي مي كند كه وابستگي خود را با موجود برين حفظ كند و با او ارتباط برقرار نمايد.

همه ما آرزوهاي مختلفي در زندگي خود داريم. به يقين علامه جعفري نيز در دوران حيات خود آرزوهايي داشته است. دادار همين سوال را از وي كرده بود. استاد در پاسخ وي گفته بود:

» اولين آرزوي من اين است كه خداونداز خطاهاي من بگذرد و مرا ببخشد، چون به جايي كه داريم مي رويم خيلي پر معناست. اين براي من يقين شده است كه به آنجايي كه ما را مي برند، خيلي با عظمت تر از آن است كه با مفاهيم معمولي بتوان آن را ابراز نمود.براي همين از خدا مي خواهم اگر اشتباهي كرده ام كه مربوط به حق الناس است، از عهده جبرانش برآيم و اگر اشتباه مربوط به خود خداوند است، او از سر خطاهاي من بگذرد.

آرزوي ديگرم اين است كه خداوند بر معرفت من بيافزايد. چون دانش ما در مقابل درياي معرفت، بسيار ناچيز و جزيي است.

آرزوي سوم من اين است كه احساس تكليف در من سرد نشود.

چهارم اين كه اگر بناست خدا لطفي كند، ظرفيتش را نيز به من بدهد، زيرا نداشتن ظرفيت، دودمان بشر را به باد مي دهد. به ويژه در مورد آنهايي كه در رشته علوم انساني هستند.

در اين گفت و گو سوال و جواب هاي ديگري هم هست كه اگر دوست داشته باشيد بايد آنها را در نشريه رشد جوان شماره 7 سال تحصيلي 77-78 بخوانيد. 

Advertisements
Published in: on مارس 4, 2009 at 7:49 ق.ظ.  Comments (7)  

The URI to TrackBack this entry is: https://safarezendegi.wordpress.com/2009/03/04/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae%d9%8a-%d9%83%d9%87-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%aa%d9%82%d9%8a-%d8%ac%d8%b9%d9%81%d8%b1%d9%8a-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d9%86/trackback/

RSS feed for comments on this post.

7 دیدگاهبیان دیدگاه

  1. من كيستم؟ از كجا آمده ام؟ به كجا آمده ام؟ به كجا مي روم؟ با كه هستم؟ براي چه آمده ام؟”

    خیلی زیبا و قابل تامل است. خیلی هم فلسفی است. اما من می دانم کیستم. من انسانی هستم که به خلقتم افتخار می کنم. من کسی هستم که تنها دوست ندارم برای خودم باشم و زندگی کنم بلکه از شادی دیگران شاد می شوم و از اندوهشان غمناک. از پیش خدا آمده ام. او مرا با دست های خودش روی زمین گذاشت و آرام برموهایم دست کشید وگفت همیشه با توام و آرمش را به قلبم هدیه کرد. میدانم به کجا آمده ام. به زیباترین بوم نقاشی درآنطرف ماوراء . او مرا اینجا فرستاده تا زیبایی های خلقتش را ببینم ودرآنها سیر کنم وقدرتش را ستایش نمایم. به کجا می روم. دراین دنیا بسوی او حرکت می کنم تا درادامه اش درکنارش بودن را همیشگی کنم. با که هستم؟ با او. بعد با آنها که او به من هدیه کرده. خانواده ام وهمه ی آنها که با همه ی قلبم دوستشان دارم.برای چه آمده ام. نماینده ی اویم. آمده ام تا عظمتش را بهتر حس کنم. وبزرگی ورحمتش را دراین کره ی خاکی از نزدیک نزدیک ستایش و پرستش کنم. و همیشه او را به بزرگی اش لبیک بگویم.

  2. سپاس از پیام های خوب و آموزنده
    حال اگر انسان های موفقی پاسخ این پرسش ها را دانستند اما شرایط تحمیلی جامعه و سنت های نادرست فرهنگی سد مسیر عادی آنها بود تکلیف چیست؟ چه کسی پاسخگوی عدم امکان حیات انسانیِ این افراد است؟ چه باید بکنند تا انسانی زندگی کنند؟ بمیرند تا بمانند؟ بمانند و بپوسند؟ یا بروند تا بمیرند؟

  3. با درود و سلام خدمت استاد عزیز، جناب آقای دیزجی!
    با خوندن این مطلب، بر ارادتم نسبت به استاد علامه جعفری بیشتر شد، اصولاً من آدم فلسفیی نیستم و از این جور مسائل سر در نمیآرم، فقط میخوام با اشاره به این بیت:
    حب محبوب خدا حب خداست
    این محبت از محبتها جداست…
    بگم: با زیادتر شدن ارادتم به این استاد -که بیشک یکی از محبوبان درگاه الاهیست-، بر توجه و محبت من نسبت به خدا بیشتر شد.
    در ضمن، برای اثبات این حرفم که گفتم او از محبوبان است، فقط به همین نکته کوچیک اشاره میکنم که سعادت آرامش گرفتن در جوار آقا علی بن موسی الرضا (ع) سعادتیست که بیخود و بیجهت به کسی نمیدند. فقط کاش در آخر مطلبتون، از خواننده ها میخواستید فاتحه ای نثار روحش کنند.
    خدا او و ما را بیامرزه!!!

  4. سلام، مثل هميشه بسيار آموختيم .از اين كه اين استاد بزرگوار را زود از دست داديم بسيار متاسفم واز اين خشنودم كه هنوز افراد زيادي هستند كه با پيروي از خط مشي اين انسان هاي وارسته زندگي را نوعي ديگر گذران مي كنند .
    همواره يادمان باشد : مهم اين نيست كه زندگي به ما چه مي دهد ؛ مهم اين است كه ما از زندگي چه بخواهيم .
    مستدام و پابرجا باشيد

  5. سلام دوست من
    ممنون كه از وبلاگم ديدن كرديد و نظر داديد
    راست ميگيد خوبی ها را تکرار کردن زیباست

  6. سلام
    خیلی خوب بود . مثل همیشه

  7. من موجودی عاشقم با جوهره ی عشق، از بغل خدا امدم ، می خوام بر گردم باز به اغوش گرمش ، اینکه رو زمینم واسه اینکه ناز شصت خدارو که تک تک ادما هستن رو ببینم ،من با خداهستم . خدایا دوست دارم دوست دارم دوست دارم


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: