… دستی که از آستین محبت بیرون آمد

شاید حدود پانزده سال قبل بود که در یکی از جاده های جنوبی استان هرمزگان، کودکی معصوم، هنگام گذشتن از عرض جاده، با یک خودرو سنگین تصادف کرد. کودک نقش بر زمین شد و خودرو با گذشتن از روی دست هایش، او را برای همیشه از داشتن دو دست محروم کرد. در آن زمان، کودک اولین روزهای ورود به دبستان را تجربه می کرد. یک سال تمام صرف دوا و درمان او شد تا بتواند سال بعد به مدرسه برود. اما این بار هیچکس حاضر به پذیرش او نبود. همه می گفتند: آخر چگونه می توان به کودکی که دستان او از بالای بازو قطع شده است، نوشتن آموخت؟ او که دستی برای گرفتن مداد ندارد.این کار امکان پذیر نیست.

این ناامیدی در خانواده کودک هم ریشه دواند. پدر نیز تحصیل را غیر ممکن می دانست. اما خواهر مهربان کودک، مصمم و امیدوار، از این مدرسه به آن مدرسه می رفت تا شاید معلمی را برای آموزش برادرش پیدا کند. او در جست و جوی دست مهربانی بود تا آن را با مرهم عاطفه، به دست های کوچک برادرش پیوند بزند. دستی که از آستین مهر و محبت بیرون آمده باشد تا بتواند الفبای عشق را با قلم عاطفه بر لوح ضمیر کودک ثبت کند. سرانجام این جست و جو با یافتن معلمی دلسوز و فداکار در دبستان قدس بندرلنگه پایان یافت.

منیژه نصرتی آموزگار رسمی آموزش و پرورش بندرلنگه، دل به خدا سپرد و این کودک تشنه علم و دانش را از صمیم قلب در کلاس خود پذیرا شد. مقابل نیمکت دانش آموزان، زیراندازی برایش انداخت و مداد را به انگشتان کوچک پای اسکندر پوراشکفتی سپرد. عزم و اراده اسکندر از یک سو و تمرین و ممارست معلم مهربانش از سوی دیگر، کار را به جایی رساند که او تحصیلاتش را ادامه داد.

چند سال قبل، نزدیک به 1400 کیلومتر راه را پشت سر گذاشتم تا به دیدار این معلم و شاگرد بروم. آن روز اسکندر دانش آموز سال اول راهنمایی بود. لحظه ای که با اسکندر و معلم پایه اولش یعنی منیژه نصرتی گفت و گو می کردم، معلم سال اول راهنمایی او نیز کنارمان نشسته بود.

پرسیدم: لحظه ای که اسکندر برای اولین بار توانست تمام حروف الفبا را بنویسد و جمله سازی کند…؟

گفت: از خوشحالی مدیر مدرسه را صدا زدم تا او نیز از نزدیک شاهد موفقیت های این پسر باشد.

گفتم: خیلی ها معتقد بودند آموزش دادن به اسکندر غیر ممکن است اما شما…

گفت: شاید بیش از هزار بار مجبور شدم مداد را لای انگشتان پای اسکندر قرار بدهم تا او بتواند بنویسد. من یقین داشتم با صبر و حوصله این مشکل برطرف می شود و اسکندر موفق خواهد شد.

گفتم: نگاه پدرش به او …

گفت: ناامید بود. اعتقاد داشت اسکندر چیزی یاد نمی گیرد و من وقتم را بیهوده تلف می کنم. اما وقتی جواب گرفت، متحیر شد و اجازه داد او ادامه تحصیل بدهد.

گفتم: شیرین ترین خاطره از اسکندر…؟

گفت: وقتی او در مدرسه فوتبال بازی می کرد و گل می زد من از شادی به وجد می آمدم.

حرف های بسیاری میان من و این معلم مهربان رد و بدل شد. تجربه هایش را در مرحله اول به نشریه رشد آموزش ابتدایی سپردم. در مرتبه بعد به همت دوست عزیزم محبت الله همتی این مصاحبه و تعداد دیگری از مصاحبه ها در کتاب » لبخندهای آموزگارم» چاپ شد. اگر طالب این تجربه ها و تجربه های تعداد دیگری از معلمان موفق کشور هستید، این کتاب را از انتشارات مدرسه بخواهید و بخوانید.خیلی دوست دارم که از این معلم و شاگرد اطلاع تازه ای داشته باشم.

این خاطره مرا به یاد یک جمله انداخت که نصیحتی به خودم است. نوشته بود: هر گاه در زندگی به یک در رسیدی که قفل بزرگی به اون زده بودند ناامید و مایوس نشو. بدان که اون قفل باز می شود. اگر قرار بود راه عبور گشوده نشود، به جای آن در قفل شده، دیوار می ساختند.

Advertisements
Published in: on فوریه 14, 2009 at 11:23 ق.ظ.  Comments (9)  

The URI to TrackBack this entry is: https://safarezendegi.wordpress.com/2009/02/14/%d8%af%d8%b3%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%ad%d8%a8%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a2%d9%85%d8%af/trackback/

RSS feed for comments on this post.

9 دیدگاهبیان دیدگاه

  1. ماهمیشه صداهای بلند رامی شنویم

    پررنگ هارامی بینیم

    سخت هارامی خواهیم

    غافل ازاینکه

    خوب هاآسان می آیند

    بیرنگ می مانند وبی صدا می روند

  2. تو برگ به آب انداز كوچك مشمار آنرا
    شايد كه نجات افتد زنبور غريقي را
    سلام
    واقعا زیبا بود.
    درود بر این معلم فداکار که با عشق خود ناممکن را ممکن ساخت.

  3. در سوئد برای اینگونه ‌کودکان مدارس ویژه‌ است با مربیان مخصوص. دانش‌آموز معلول یا رشدنایافته برابر قانون محق به گرفتن کمک مالی از شهرداری محل زیست خویش است. آمدورفت مجانی به دبستان و دبیرستان، داشتن کمک«اسیستان» گرفتن کمک‌هزینه برای تهیه‌ی کمک‌افزارهای لازم به قول معروف روی شاخش است.
    با تسهیلاتی که دولت مردمی در اختیاز این نیازمندان می‌گزارد دیگر نیازی به این‌در و آن‌در زدن والدین کودک نیست. کافی به اداره‌ی بیمه‌های عمومی مراجعه کند و مابقی کارها برابر قانون انجام می‌شود.

  4. در طول تاریخ آموزش برای من مهمتر از آثاری که هلن کلر از خود باقی گذارده به معلم فداکاری که با محنت بسیارازعهده این کار بزرگ برامد و اثری ماندگار بوجود آورد.
    همیشه فداکاری یک معلم مرا به یاد این مثال می انداخت خوشحالم که نمونه نزدیکتری را سراغ دارید.درآخر شعری از این بانو می اورم بخاطر تمام قدردانیهایی شایانی که از این قشر انجام نمیگیرد.
    به عمق نومیدی رسیده بودم و تاریکی چتر خود
    بر همه چیز کشیده بود که عشق از راه رسید و
    روح مرا رهایی بخشید.
    فرسوده بودم و خود را به دیوار زندانم می کوبیدم.
    حیاتم تهی از گذشته و عاری از آینده بود و مرگ
    موهبتی بود که مشتاقانه خواهانش بودم.
    اما کلامی کوچک از انگشتان دیگری ریسمانی شد
    در دستانم، به آن ورطه پوچی پیوند خوردوقلبم باشور زندگی شعله ور شد.
    معنای تاریکی را نمی دانم، اما آموختم که چگونه بر آن غلبه کنم.

  5. سلام آقاي ديزجي عزيز:
    آقا فضاي جديد مباركه انشاالله با نوشته هاي خوبتون نفس اين فضا هميشه تازه باشه.
    تو وبم منتظرتون هستم.مثل هميشه راهنمائيم كنين.

  6. سلام.نگاهت به مسائل اجتماعی نگاهی ریز/تیز/مفیدودقیق است.آرزودارم همواره سلامت وپاینده باشی.

  7. با سلام و تشكّر از نوشته هاي زيبايتان كه هميشه انسان را به فكر وا مي دارد.امّا من به اين جمله ي زيبا هميشه معتقدم كه: براي انسان هاي بزرگ هيچ بن بستي وجود ندارد. زيرا آن ها بر اين باورند كه يا راهي خواهيم يافت و يا راهي خواهيم ساخت.
    موفّق و مويّد باشيد

  8. نگاه منصفانه و هوشمندانه شما به مسائل جامعه و تذکرات بجای شما ناشی از اندیشه بلندتان است . پاینده و سربلند باشید .

  9. واقعا ممنونم یک وبلاگ قشنگ نشانم دادی من با اشتیاق منتظر مطالب بعدی شما هستم و امید وارم یک روزی هم شما از خواندن مطالب من لذت ببرید .


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: