یک لقمه از آن نون کوچک کانون

یک لقمه نانپرسیدم چه خبر، اوضاع و احوال چطور است؟

لبخندی زد و گفت: بد نیست، از آن نون کوچیک یک لقمه هم ما می بریم.

گفتم: کدام نون کوچیک را می گویید؟

جواب داد: کانون دو تا نون که بیشتر نداره. نون کوچیکش مال من و مثل من است و نون بزرگش را هم بین مدیران تقسیم می کنند.

مانده بودم به این حاضر جوابی  چه پاسخی بدهم. حرفش جالب بود. در دل این پاسخ هر آنچه را می خواست به من گفت و رفت.از اتاق که بیرون آمدم یکی از دوستان را دیدم و ماجرا را برایش تعریف کردم. چون شناختی از اون طرف داشت به من گفت: این طور که به نظر می رسد قرار است مدیرش بازنشسته شود و انگار او آرام آرام خود را برای نشستن روی همان صندلی آماده می کند. وقتی این حرف را از آن دوست شنیدم به خودم گفتم: پس بزودی این آقا هم از سفره نون کوچک به سمت سفره نون بزرگ خواهد رفت. بدم نمی آید وقتی این اتفاق افتاد و او پشت میز مدیریت نشست دوباره او را ببینم و بپرسم حالا از کدام نون کانون تغذیه می کنید؟آیا مسئولیت جدید سفره شما را هم تغییر داده یا همچنان پایبند به همان سفره نون کوچک هستید؟

Published in: on فوریه 8, 2009 at 4:08 ب.ظ.  Comments (9)  

The URI to TrackBack this entry is: https://safarezendegi.wordpress.com/2009/02/08/%db%8c%da%a9-%d9%84%d9%82%d9%85%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d9%86-%d9%86%d9%88%d9%86-%da%a9%d9%88%da%86%da%a9-%da%a9%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86/trackback/

RSS feed for comments on this post.

9 دیدگاهبیان دیدگاه

  1. سلام .. زیبا بود و بهره لازم و مفید را بردم…

  2. سلام
    مثل همیشه، سوژه که نه، واقعیتی بود فوق العاده .
    هر گاه دیدی در اوج قدرت هستی به حباب فکر کن!

  3. سلام
    ممنون که به من سر زدی.
    1- در کتاب تاریخ جامع مفیدی ، اردکان را به واسطه تعدد علما، فلاسفه و اندیشمندانش، یونان کوچک ایران لقب داده اند .
    2- این دعوتیست برای دستیابی به ارزشهای والای انسانی که با تلاش در این راه می توانیم اردکان را الگوی همگان کنیم و قطعا جهت گیری ما به این سمت است .
    پاینده باشی

  4. خیلی زیبا بود . منتظر جواب دومی پس از مدیر شدن .

  5. سلام ممنون از محبت و نظر لطف شما از اينكه به ما سر زدي و ابراز محبت فرمودين

    سوژه هاي خوبي را مد نظر قرار مي دهيد جالبه …

    موفق باشيد بازم به ديدن ما بياييد مايه خوشبختي است

  6. با سلام من مطلبي را در وبلاگ قديم شما در مورد مرد به ياد ماندني مرحوم غلامرضا مرداني بزرگ خير مدرسه ساز خواندم روحش شاد در روزنامه ايران مورخ 19/11/87خبر قطعي شدن حكم قصاص مجيد جواني كه با مشاركت خاله اش دست به قتل زده بود را خواندم چندي پيش از يكي از دوستانم شنيدم كه ماجرا زير سر خاله فرد مذكور بوده و چون مجيد 75درصد سوختگي داشته و يك بار هم به خاطر اين موضوع در بيمارستان رواني بستري شده است زير بازجويي دوام نياورده و قتل را به گردن گرفته است.در حاليكه خاله قتل را به گردن نگرفته است.من معتقدم كه اگر چنين باشد خون بي گناهي ديگر به هدر رفته است.از شما خواهش دارم اگر ارتباطي با دخترشان حميرا داريد اين نكته را به آن يادآوري كنيد كه روح آن مرحوم در كمال آرامش باشد با بخشش مجيد ديگر اعدام نمي شود و مسبب اصلي اگر خاله باشد 15سال در زندان آب خنك مي چشد.متشكرم

  7. هرکه را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند
    اگه اون اسم و همه میدونستند شما فکر نمیکنید بازار مطالعات پزشکی و دکتر ها و بیمارستانها کساد میشد و نظام خداوندی مختل میشد
    بر فرض شما ان اسم و بدونید با دونستن اون اسم کاری نمیتونید بکنید چون شرط تاثیر اون منوط به تاثیر نفسه
    ممنون از حظورتون
    فی امان الله

  8. درود

    این روزها من و تو چه نانی می خوریم دوست عزیز؟

    این روزها که می گذرد و هر روز دورتریم با که همسفره ایم؟

    شاید آن قدرها زمان نداشته باشم که بفهمم دوستمان زمانی که به منصبی رسید چه نانی می خورد!!!

    کوچک است یا بزرگ؟؟؟

    اما سخت نگران چگونه بودن آب و نان خودم…

    خدانگهدار

  9. سلام چشم انتظارمطالب جدیدتان هستیم.موفق وسربلندباشید


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: