خبرنگار کیهان علمی بودم، اما آگهی های موسسه اطلاعات به من تخفیف داد!

پرسید:چرا همیشه روزنامه اطلاعات برای درج آگهی از نظر تو اولویت دارد؟

جواب دادم: من از این موسسه و مدیر فهیم و ارزنده اش یعنی حجت الاسلام سید محمود دعایی خاطره بسیار خوبی دارم. اگر این خاطره نبود شاید روزنامه دیگری اولویت اول من بود.

…و اما آن خاطره:

حدود بیست سال پیش یکی از آشنایان برای درج آگهی ترحیم به موسسه کیهان آمد و از من خواست ترتیب بدهم تا آگهی فوت مادرش در صفحه 4 آن روز کیهان چاپ شود.با هزار ترفند و ارتباط توانستم آگهی مورد نظر را در صفحه 4 جا بدهم. آن روزها من در مجله کیهان علمی برای نوجوانان مشغول به فعالیت بودم. به هر ترتیب کار که تمام شد و قبض تایید آگهی را به دستش دادم، خواهش کرد اگر امکان دارد بیا با من به موسسه اطلاعات برویم تا این آگهی را در آن روزنامه هم چاپ کنیم.همراه با او به موسسه اطلاعات رفتم. آن ایام محل موسسه اطلاعات در خیابان خیام بالاتر از پارک شهر بود. از درب شیشه ای که وارد می شدی، درست در سمت چپ یک اتاقکی وجود داشت که دو نفر خانم محترم در همان جا نشسته بودند و آگهی ها را از مشتریان می گرفتند و همه کارهای مربوط به آن را خودشان تا انتها انجام می دادند.این درست برخلاف سیستم موسسه کیهان بود که شما با یک مجموعه عریض و طویل برای این کار روبرو بودید. بخش آگهی ها در موسسه کیهان چند اتاق داشت و در هر اتاق هم چند نفر درگیر ماجرای آگهی ها بودند. اما در موسسه اطلاعات من فقط با دو نفر روبرو شدم. این دو نفر همه کارهای یک آگهی را از اول تا آخر خودشان انجام می دادند. من هم متن آگهی مورد نظر را در اختیار آن خانم گذاشتم و منتظر ماندم تا صورت حساب را صادر کند.تایپ متن آگهی که تمام شد آن خانم صورت حساب را برایم نوشت. هنوز کار به آخر نرسیده بود که خیلی اتفاقی خطاب به آن خانم گفتم: من هم همکار شما هستم.

پرسید: کجا تشریف دارید؟

جواب دادم: در موسسه کیهان کار می کنم.

هنوز هیچ مدرک یا کارت شناسایی ارائه نکرده بودم که ناگهان آن خانم محترم، قبض آگهی را از من گرفت و آن را پاره کرد و در سطل زباله ریخت. بعد دوباره یک قبض جدید صادر کرد. این بار با قیمتی به مراتب پایین تر از دفعه قبل. شاید حدود 30 تا 40 درصد به من تخفیف داده بود.او در حالی این کار را انجام داده بود که من هنوز مدرکی دال بر همکار مطبوعاتی بودن را به ایشان ارائه نکرده بودم. بعد هم بالای برگ آگهی من نوشت تا این متن در بالای ستون چاپ شود.

تا آمدم کارت شناسایی خودم را به او نشان بدهم خطاب به من گفت: حرف شما برای ما اعتبار دارد. شما همکار ما هستید واحترام همکار واجب است. من مانده بودم در قبال این لطف و محبت او چه عکس العملی نشان بدهم. بالاخره کارتم را نشانش دادم و گفتم: من در بخش آگهی ها نیستم و نویسنده و خبرنگارنشریه کیهان علمی هستم .اما اگر کاری از دستم بر بیاید در خدمت شما هستم. بعد هم مبلغ صورت حساب را همانجا به طور نقدی پرداخت کردم و از موسسه اطلاعات بیرون آمدم. اما قبل از خروج از در، آن همکار ارجمند مطبوعاتی مرا خطاب قرار داد و گفت: آقای محترم! اگر شما یا سایر همکاران کیهانی صدبار دیگر هم تشریف بیاورید باز هم همین برخورد را از ما خواهید دید ، اما اگر ما به موسسه شما بیاییم همکارانتان با ما چنین رفتار نخواهند کرد.

او راست می گفت. زیرا نیم ساعت قبل از این، با آنکه خودم پرسنل همان موسسه بودم، با من همان رفتار را داشتند. نه تنها هیچ تخفیفی شامل حالم نشد، بلکه با خواهش و تمنا توانستم آگهی مربوط به آن دوست را در روزنامه کیهان به دست چاپ بسپارم.

متن آگهی برای هر دو روزنامه یکسان بود، اما برخورد پرسنل آگهی های هر دو موسسه کاملا» با همدیگر تفاوت داشت.

آری! همین رفتار و برخورد باعث شد تا از آن روز تاکنون هرکسی سفارش یک آگهی را به من داده و اختیار درج آن را هم به من سپرده، موسسه اطلاعات را برای این مهم انتخاب کنم.یقین دارم اختیارات آن همکار محترم بخش آگهی های موسسه اطلاعات، ناشی از درایت و حسن تدبیر مدیر بزرگوار آن موسسه بوده و هست. کسی که تا این حد اختیار دارد برای درج یک آگهی تا این اندازه به مخاطبش تخفیف بدهد، به یقین مبلغ خوبی برای موسسه خود می باشد. این خاطره سالهاست در ذهنم به یادگار مانده و دوست دارم همچنان به همین حال هم باقی بماند.

 

 

Published in: on نوامبر 8, 2008 at 1:58 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

The URI to TrackBack this entry is: https://safarezendegi.wordpress.com/2008/11/08/doaee-aghahi/trackback/

RSS feed for comments on this post.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: