بانویی که هر دوم مرداد از بهشت برای ساکنان زمین نامه می نویسد!

مهندس فاطمه طالقانی

روز پنجشنبه سوم مرداد 1387 جمع قابل توجهی از دیابتی ها در حسینیه ارشاد گردهم آمده بودند تا دهمین سال پرواز معصومانه بانویی بلند مرتبه را گرامی بدارند که سالروز عروج ملکوتی اش، «روز تجلیل از آموزش دهندگان دیابت» نامگذاری شده است. این بانوی گرانقدردوستی دلسوز و مهربان برای تمامی دیابتی ها و به ویژه کودکان و نوجوانان دیابتی بود و هنوز هم هست. نوشتم هست به استناد چند جمله ای که دو سه سال پیش در دفتر یادبود مراسمش نوشتم:

«سرکارخانم فاطمه طالقانی، انسان خوشبختی است!

   خیلی ها می روند و با رفتن خود از یادها هم می روند.

   خیلی ها هم می روند و تنها تا اولین مراسم سالگرد در ذهن ها می مانند.

    اما نادر هستند کسانی که می روند ولی حداقل سالی یک بار برمی گردند و جمعی را گرد هم می آورند و آموزش می دهند.

    فاطمه طالقانی هر سال حداقل یک بار می آید و به جمع زیادی خدمت می کند. مهم نیست که از زبان چه کسی حرف می زند، متخصص تغذیه باشد یا متخصص روانشناسی، تفاوت نمی کند. این فاطمه طالقانی است که هر سال از زبان آنها با ما سخن می گوید.چه کسی می گوید فاطمه طالقانی در جمع ما نیست؟»

امسال قبل از آن که وارد سالن بشوم، ویژه نامه ای را روی میز دیدم که به مراسم دهمین سالگرد ارتباط داشت. آنچه را که من چند سال قبل در دفتر یادبود نوشته بودم، به لطف دوستان در آغاز این ویژه نامه منعکس شده بود.یادداشت بعدی به قلم زیبای دکتر اسدالله رجب، همسر خانم مهندس فاطمه طالقانی و رییس انجمن دیابت ایران بود.دکتر رجب از همسر مهربانش و دیدگاه های ارزنده او یاد کرده بود از شکیبایی بسیار و نگاه آینده نگرش در عرصه آموزش گفته بود.

 من که 20 سال است دکتر رجب را می شناسم خوب به یاد دارم که این مرد بزرگوار و همسر مهربانش در آن روزهای تنهایی که فقط اتاق کوچکی در مرکز طبی کودکان در اختیار داشتند، چقدر برای آموزش و راهنمایی بیماران دیابتی تلاش می کردند. اگر کسی کلاس های امروز انجمن را می بیند، من آن روزهایی را دیده ام که دکتر در نهایت مهر و محبت، هر حرف و سخنی را تحمل می کرد تا بتواند گامی در مسیر آموزش به بیماران دیابتی و خانواده آنان بردارد.دکتر رجب همان پزشک نازنینی است که تمام زندگی اش در خدمت بیماران دیابتی است. همان که هر تلفنی را با امید پاسخ می دهد تا لبخند روی لبان بیمارانش برقرار بماند.

آری، هر مجلس بزرگداشتی در نهایت بعد از یکسال به آخر می رسد. اما من یقین دارم که مجلس بانو مهندس فاطمه طالقانی سالیان سال ادامه دارد. زیرا او در مجلس خود از زبان دهها متخصص علمی در رشته های مختلف پزشکی و رشته های دیگر مرتبط با این علم، با مردم سخن می گوید. او می آید و راهنمایی می کند بیمارانی را که از زندگی ناامید شده اند. او می آید و کودکان و نوجوانان دیابتی را آموزش می دهد تا یاد بگیرند چگونه زندگی طولانی و سرشار از شادمانی داشته باشند. او می آید و به بیمارانی که بیش از چند دهه با دیابت کنار آمده اند و زندگی بی دغدغه ای داشته اند را تشویق می کند و به آنان جایزه می دهد.

من امسال در دفتر یادبودش نوشتم:

«خوشحالم که باز تو آمدی ومثل گذشته آموزش های خود را دنبال می کنی. خرسندم که باز تو را می بینم که مثل گذشته ها به دیابتی ها و به ویژه کودکان و نوجوانان لبخند می زنی و دلشان را سرشار از امید می کنی. من یقین دارم که تو همچنان می آیی. من نگران خودمان هستم. روزی می آید که ما نیستیم اما تو همچنان حضورت سبز است. در آن روزها ما را هم یاد کن.»

اغلب ویژه نامه ها و یادنامه ها خلاصه می شود به نقل خاطراتی از آن که بزرگداشت به نام اوست. اما ویژه نامه دهمین همایش سالانه مهندس فاطمه طالقانی هم یک کار جالب، ماندگار و قابل ستایش است. دوستان انجمن دیابت ایران و بنیاد فاطمه طالقانی، برگزیده ای از سخنرانی های علمی ارائه شده در مراسم های بزرگداشت را در طول 9 سال برپایی، در این کتابچه آورده اند تا دیابتی ها از نکات علمی و آموزشی  این سالها نیز بیاموزند.

جلسه روز سوم مرداد 87 نیز مثل سایر برنامه های انجمن، سرشار از انرژی مثبت بود.

دکتر اسدالله رجب، مهندس فاطمه طالقانی، مهندس مریم رجب، دکتر امیرکامران نیکوسخن، دکتر عیسی جلالی، دکتر حمید پور شریفی و دکتر بهروز برومند هر کدام پیرامون موضوع و نکته ای علمی در حوزه دیابت با حاضران سخن گفتند.حرف مشترک همه آنان این بود:» زندگی طولانی همراه با سلامتی، شادابی و نشاط برای تمام دیابتی ها آرزویی دست یافتنی است. فقط کمی آموزش را باید چاشنی زندگی کرد و امیدوارانه پیش رفت. بهترین گواه همان دیابتی های هستند که در آخر برنامه امسال از آنان به پاس چند دهه زندگی شیرین در کنار دیابت تقدیر شد. بانوان و آقایانی که بیش از بیست و چند سال است انسولین تزریق می کنند و تاکنون هیچ عارضه ای هم نداشته اند. تنها به خاطر آنکه یاد گرفته اند آموزش ها را جدی بگیرند و امیدوارانه زندگی را دنبال نمایند.

 قلب مهربانت را بنازم مهندس فاطمه طالقانی که از آن سوی آسمان ها نیز همچنان نگران ما هستی.

Published in: on ژوئیه 27, 2008 at 2:50 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

The URI to TrackBack this entry is: https://safarezendegi.wordpress.com/2008/07/27/%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%88%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%87%d8%b1-%d8%af%d9%88%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9%d9%86/trackback/

RSS feed for comments on this post.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: