شاگرد نانوایی که به عشق امضای مترجم،کتابش را دوباره خرید!

      چند نفر بیشتر در فروشگاه نبودند.هر کدام به تناسب علاقه، کتاب ها را ورق می زدند تا از میان آثار ارائه شده، یکی دو کتاب را برای خرید انتخاب کنند. درست در همین وقت،آن مترجم معروف و صاحب نام که آثارش هم در کتاب فروشی موجود بود، از دروارد شد. آمده بود چند جلد کتاب بخرد و برود. صاحب فروشگاه به محض ورودش او را شناخت و به اسم او را یاد کرد. در میان آنهایی که برای تهیه کتاب به فروشگاه آمده بودند، یک پسر افغانی هم بود. پسرک شاگرد نانوایی بود، اما از آن بچه هایی بود که با کتاب انس و الفتی دیرینه داشت. به محض شنیدن اسم «نفیسه معتکف» از زبان کتابفروش،مثل اسپند از جا پرید و به سمت او رفت و گفت: خانم معتکف شما هستید؟ من کتاب هایتان را همیشه می خوانم. چه قلم زیبا و روانی دارید. دوست دارم روی یکی از آثارتان امضای شما را هم داشته باشم. اجازه بدهید بروم و یکی از کتاب هایتان را از نانوایی بیاورم.

نفیسه معتکف به ابراز احساسات او پاسخ داد و به او گفت: من عجله دارم و باید بروم. اگر به کتاب علاقه داری، میتوانی یکی از کتاب هایم را که در اینجا هست تهیه کنی تا من هم برایت آن را امضا کنم.

شاگرد نانوا به محض شنیدن این جمله متوجه شد که باید دست به انتخاب بزند. یا باید قید امضا و یادداشت مترجم مورد علاقه اش را می زد و یا کتابی را که در کتابخانه کوچکش داشت دوباره می خرید.

کتاب مورد نظر پسرک نانوا قیمتی نداشت، اما نفیسه معتکف می خواست میزان علاقه او به کتاب را بسنجد.بالاخره شاگرد نانوا کتابخوان دست در جیب برد و کتاب دیگری از این مترجم را خرید. بعد آن را به وی داد و نفیسه معتکف نیز یادداشتی برایش در آغاز کتاب نوشت.

حالا پسرک نانوا کتابی از این مترجم را در اختیار داشت که با همه کتاب هایش تفاوت می کرد.این کتاب نه تنها به امضای مترجم توانای کشور ایران رسیده بود، بلکه گواه خوبی برای عشق او به مطالعه نیز به حساب می آمد. چون او از این عنوان کتاب دو جلد در اختیار داشت و دومی را به عشق امضای مترجمش خریداری کرده بود. 

این خاطره پاسخ یکی از پرسش های من بود، وقتی در مصاحبه با نفیسه معتکف از او سوال کردم خاطره ای شیرین ازکتاب و کتابخوانی برایم تعریف کنید.

Published in: on ژوئیه 5, 2008 at 10:05 ق.ظ.  Comments (1)  

The URI to TrackBack this entry is: https://safarezendegi.wordpress.com/2008/07/05/%d8%b4%d8%a7%da%af%d8%b1%d8%af-%d9%86%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d8%a7%d9%85%d8%b6%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%aa%d8%b1%d8%ac%d9%85%d8%8c%da%a9%d8%aa/trackback/

RSS feed for comments on this post.

One Commentبیان دیدگاه

  1. خیلی جالب بود.
    خوش بحال خانم نفیسه معتکف که اینقدر طرفدار داره .
    ای کاش اسم کتابی که پسر افغانی مجبور شد دوباره بخره را از خانم معتکف پرسیده بودی.
    بچه های ما باید از کار این شاگرد نانوایی افغانی یاد بگیرند.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: