افسوس که ما ایرانی هستیم،کاش ملیت کشوری متمدن را داشتم!

چند روز پیش تماس گرفت و گفت: من معلم هستم وشما اهل خبر و رسانه.یقین دارم از ماجرای بچه های آن مدرسه روستای درودزن شهرستان مرودشت در استان فارس اطلاع دارید. لینک چند خبر و عکس مربوط به آنها را هم برایتان ایمیل زده ام. لطفا» شما هم در حد توان خودتان کاری انجام بدهید.

ایمیلم را باز کردم ویادداشت ها و عکس ها را دیدم.وقتی برای چندمین بار چشمم به چهره های در هم پیچیده دانش آموزان آن روستا افتاد، فقط یک واژه از ذهنم گذشت و بس. به خودم گفتم اگر این بچه ها متولد سرزمینی غیر از محدوده خاک ایران امروز به دنیا آمده بودند آیا باز هم همین وضعیت را تا امروز داشتند؟ همه ما می دانیم که هیچ انسانی قدرت انتخاب پدر و مادرش را ندارد. هیچکدام از ما نمی تواند در وهله نخست ملیت کشور و سرزمینش را برگزیند. کدام بچه ای توانسته در بدو تولد تعیین کننده دین ، آیین و مذهب خود باشد؟ من چند بار دیگر هم شاهد چنین صحنه هایی بوده ام و گزارشاتی در این رابطه تهیه کرده ام. نمونه ای از این گزارش های من در نشریه رشد آموزش ابتدایی چاپ شد که منعکس کننده حادثه آتش سوزی در یک مدرسه روستایی در شمال کشور بود.

بچه های مظلوم و معصوم آن روستای درودزن هنوز صورت خود را از مردم و دوستان خود پنهان می کنند و خجالت می کشند در کوچه و بازار آشکارا فدم بردارند.راستی آنان چه تقصیری دارند که این حادثه نصیب ایشان شده است؟ اطمینان دارم اگر چنین حادثه ای در هر کشور متمدن دنیا اتفاق افتاده بود، بلادرنگ برای درمان آنان هزینه می کردند.البته مسئولان کشور خود را متمدن می دانند اما رفتار صاحب منصبان کشورهای پیشرفته دنیا را ندارند. اینجا بود که گفتم افسوس که این بچه ها ایرانی هستند.یعنی در این سرزمین به دنیا آمدند. در یک وبلاگ دیگر خواندم که ما انتظار کمک و همراهی از مسئولان کشور و آموزش و پرورش نداریم. اما همچنان منتظریم تا پزشکان متخصص ایرانی و مردم کشورمان برای بهبودی این بچه ها اقدام کنند.

از قدیم بزرگترهای ما می گفتند تا جایی که امکان دارد کسی را نفرین نکنید. برای پدر و مادر کسی لعن نفرستید. اما من می خواهم بگویم اگر چنین حادثه ای در جایی رخ می داد که فرزندان مسئولان مملکتی در آن حضور داشتند، آیا آنان را تا امروز رها می کردید یا فرزنداتان را برای مداوا و درمان راهی بهترین بیمارستان ها و کلینیک های تخصصی در کشورهای اروپایی می ساختید؟گاهی پیش می آید که انسان از ملیت و کشورش بیزار می شود. با خود می گوید کاش ملیت سرزمینی را داشتم که در آنجا به کودکان نگاهی برابر داشتند. شاید چنین کشوری را به طور کامل و جامع نتوان روی نقشه جغرافیا پیدا کرد، اما هستند ممالک و سرزمین هایی که به این نگاه و تفکر نزدیک تر از ما هستند.کاش من یک ایرانی…..

راستی شما این جمله را چطور تکمیل می کنید؟ آیا می نویسید کاش ایرانی بودید یا پاسخ دیگری برای تکمیل این جمله در نظر می گیرید؟ رفتار و عملکرد ما تعیین کننده جواب این پرسش است.

اگراین دانش آموزان فرزند ما بودند آن وقت...؟

Published in: on مه 22, 2008 at 12:45 ب.ظ.  Comments (7)  

The URI to TrackBack this entry is: https://safarezendegi.wordpress.com/2008/05/22/%d8%a7%d9%81%d8%b3%d9%88%d8%b3-%da%a9%d9%87-%d9%85%d8%a7-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%85%d8%8c%da%a9%d8%a7%d8%b4-%d9%85%d9%84%db%8c%d8%aa-%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1/trackback/

RSS feed for comments on this post.

7 دیدگاهبیان دیدگاه

  1. حزب الله زنده باشد, مردم لبنان از بودجه عوارض شهری مردم تهران راحت باشند, اداره جهان را بچسب. مشکل ایران و ایرانی نیست, مشکل ماییم که بیخیال تر از این حرفها هستیم.

  2. آرزوی به دنیا آمدن در یک نقطه دیگر از جهان که مردمانش چنین و چنان باشند یعنی اینکه ما قرار نیست کاری بکنیم و همه چیز باید مهیا باشد. ضمن اینکه با دغدغه شما موافقم آرزویتان را نمی پسندم!

  3. سلام
    ممنون مطلب را خواندم و اضافه نمودم
    شاد و خرم باشی
    راستی بچه ها چرا فعال نیستند

  4. خود ماییم که این جامعه را می سازیم شاید به مطرح گردن این درد در وبلاگهایمان به جایی برسیم

  5. سلام مطمئن هستم با قلم توانایی که دارید و همیشه در شما سراغ داشتم می شود کاری کرد فقط کمی پیگیری لازم است انشاا… کمک خیرین این مرزوبوم که کم هم نمی باشند مرحمی بر دل های این عزیزان خواهند گذاشت.
    موفق باشید

  6. کاش مشکل فقط از ایرانی و ملیت کشور متمدن بود …
    حتا جایی برای افسوس هم نمانده.
    کجاست خدا؟ کجاست منجی این بشریت؟
    کاش این ظلمت به سر می رسید و طلیعه های تفکر، نجات بخش زندگی آدمی ایرانی اسلامی می شد.

  7. با نظر خانم كاتبي موافق هستم.
    اولا خيلي تند نرويد. عدالت به آساني برقرار نمي‌شود. براي فرج امام زمان دعا كنيم.
    شما با قلم قدرتمندتان كمك كنيد آن يچه‌ها نامه سرگشاده بنويسند و در مطبوعات چاپ شود. از طرف ديگر به همت والاي مردم و ياري خدا بيشتر مي‌توان اميد بست. باني شويد براي درمان ايشان پول جمع شود و انعكاس رسانه‌اي به آن بدهيم.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: