تا سیگار دست کسی هست عکس نگیر

آن روزها که من هم در موسسه کیهان کار می کردم،حسین پرتوی مسئولیت سرویس عکس روزنامه را بر عهده داشت.چندی بعد بازنشسته شد اما از او بی خبر نبودم. در همان اوایل فرصتی دست داد تا به بهانه سالگرد پیروزی انقلاب، گفت و گویی با او داشته باشم. این گفت و گو را امیرحسین فردی سردبیر کیهان بچه ها جور کرد تا در ویژه نامه ای که متعلق به همان نشریه بود منعکس شود.من به اتفاق یکی از عکاسان جوان روزنامه، برای دیدار با حسین پرتوی راهی منزل ایشان شدیم.آن عکاس جوان که ترجیح می دهم نامش را ذکر نکنم، بعد از گپ و گفت اولیه ما با حسین پرتوی بلادرنگ دوربینش را آماده کرد تا عکاسی کند.در همان لحظه عکاس پیشکسوت مطبوعات کشور، سیگار روشنی در دست داشت و با من حرف می زد. با دیدن صحنه آماده بودن عکاس جوان برای ثبت چند فریم عکس، بلافاصله حرفش را با من قطع کرد و رو به جوان عکاس گفت:از من به شما نصیحت، یادتان باشد که هیچوقت از کسی که در حال کشیدن سیگار است عکس نگیرید.اجازه بدهید سوژه مورد نظرتان سیگارش را خاموش کند و بعد از او عکس بگیرید.

من در آن برنامه قرار بود در باره چند تا از عکس های معروف آقای پرتوی مثل دیدار همافران با امام،بسته شدن فرودگاه مهرآباد بر روی پرواز امام، ورود امام به ایران و نمونه هایی از این دست با ایشان مصاحبه انجام بدهم که همین کار هم شد و نتیجه آن در ویژه نامه کیهان بچه ها در آن سال چاپ شد. البته قطع ویژه نامه مورد نظر در ابعاد مجله کیهان بچه ها نبود.به هر حال با این که من قرارنبود عکاسی بکنم اما از این یادآوری استاد حسین پرتوی نکته ای آموختم .

از آن زمان تا حالا گهگاه از طریق دوستان و همکارانم سراغ حال و احوال ایشان را می گیرم.چند بار هم از آن سالها تا امروز در برنامه های مختلف توفیق دیدار حضوری دست داده که یکی از آنها مراسم تجلیل از سیدمحسن گلدانساز رییس پیشین کانون زبان ایران بود. استاد پرتوی آن سال افتخار داد و در حالی که تا حدی هم بیمار بود،دوربین دست گرفت و چند فریم عکس از آن مجلس و برنامه تهیه کرد.

اما آنچه که بهانه شد تا همین چند کلمه را یادداشت کنم، درج خبری از احوالات آن بزرگ مرد عرصه عکاسی خبری در روزنامه اعتماد ملی روز اول اردیبهشت 1387 بود.خبر ارتباط با کسالت و بیماری ریوی او داشت. نوشته بود در بیمارستان بستری است و….

برای آن استاد و پیشکسوت عکاسی خبری این مرز و بوم آرزوی سلامتی و تندرستی دارم.

Published in: on آوریل 22, 2008 at 11:00 ق.ظ.  Comments (1)  

The URI to TrackBack this entry is: https://safarezendegi.wordpress.com/2008/04/22/%d8%aa%d8%a7-%d8%b3%db%8c%da%af%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d9%87%d8%b3%d8%aa-%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d9%86%da%af%db%8c%d8%b1/trackback/

RSS feed for comments on this post.

One Commentبیان دیدگاه

  1. سلام ممنون .پیدا کردم و خوندم و به شدت متاثر شدم.شما صدای آن مادر را خوب شنیده بودید.و فرزند مستاصلش را خوب درک کرده بودید فقط در رو در رو با او با گوش سپردن به رنجهایش


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: