مهرتان همواره پاینده باد لرستانی های مهمان نواز

    در آخرین ماه سال 86 با جمعی از دوستان برای شرکت در یک گردهمایی به مشهد رفته بودم.هر کدام از یک نقطه از کشور آمده بودند. برنامه که تمام شد به تیمور احمد وند گفتم: اگر چند روز بخواهم همراه با خانواده و چند نفر دیگر به لرستان بیاییم، وضعیت چطور است؟ آیا جا و مکان پیدا می شود؟ لبخندی زد و گفت: نگران جا و مکان نباش . من برایت ردیف می کنم. در اولین روز سال نو با او تماس گرفتم تا هم تبریک عید را بگویم و هم از وضعیت جا و مکان اطلاعی پیدا کنم. وقتی گپ و گفت اولیه به پایان رسید، دوستم گفت: یکی از کتابخانه ها در خرم آباد را برای دوستان و همکاران آماده کردیم تا در ایام نوروز بتوانند از فضای آن برای استراحت استفاده کنند. بخشی از کتابخانه را موکت کردیم و کل فضای کتابخانه در اختیار شماست. در حیاط آن هم جا برای پارک اتوموبیل هست.

   من که فقط به یک چهار دیواری برای استراحت قانع بودم، از شنیدن همین امکانات هم ذوق زده شدم و از دوستم تشکر کردم.روز چهارم عید به همراه یکی دیگر از آشنایان و بستگان راهی خرم آباد شدیم.کتابخانه شماره 2 کانون محل استقرارمان بود. همه چیز از نگاه من تکمیل بود. از هر چیزی مهم تر لطف و محبت این دوست عزیز و مدیر مهربان او یعنی جناب شاهرخی برایم ارزش داشت. آنان کتابخانه کانون را در ایام تعطیلات نوروز آماده نگه داشته بودند تا افراد و مسافرانی مثل ما از آن بهره ببرند. خیلی از مدارس هم در طول این مدت برای استراحت  و اسکان مسافران نوروزی آماده شده بود.بجز من، بقیه همراهانم برای اولین بار بود که به لرستان سفر می کردند. من خودم معتقدم که اولین ها همیشه در یاد می مانند. اولین سفر به یک استان و دیدار با مردم خوب لرستان برای همراهانم خاطره شد.این فقط حرف من نبود، بلکه همراهانم نیز از سفر به لرستان با خوبی و خوشی یاد می کردند. در طول سه چهار روزی که آنجا بودیم از چند نقطه دیدنی و تاریخی لرستان هم بازدید کردیم. قلعه فلک الافلاک ، آبشار بیشه در نزدیکی دورود، دریاچه «کیو» در خرم آباد و چند جای دیگر، از جمله اماکنی بود که سراغشان رفتیم و خاطرات خوبی از آنها برای خود به یادگار ثبت کردیم.مدیر خوب و مهربان کانون استان لرستان و بقیه همکارانش به ویژه تیمور احمد وند نهایت محبت را به ما داشتند و میزبان خوبی برای ما بودند.

  این سفر هم مثل همه سفرهای دیگر تمام شد، اما مهمان نوازی مردم خوب و خون گرم لرستان برای همیشه در ذهن خانواده من و همراهانم جاودانه شد. آنان اولین بار بود که به لرستان می رفتند. در این سفر آن قدر به همه ما خوش گذشت که بعید می دانم اگر دوباره پیشنهاد بدهم به لرستان برویم، کسی جواب منفی بدهد.

   چقدر خوب است هر کدام از ما آنچه را داریم در حد توان در اختیار دیگران هم قرار دهیم تا همگی از مواهب زندگی لذت ببریم. این چند خط را تنها به نشانه قدرشناسی و سپاسگزاری از دوستان خوبم در کانون لرستان و مردم مهربان و صمیمی آن استان نوشتم. امیدوارم همواره سلامت و سربلند باشید و سرزمین سبزتان همیشه آباد باد.آری ، کتابخانه شماره دو خرم آباد در نوروز امسال به لطف دوستان کانونی چراغش روشن بود.همواره چراغ مهر و محبت تان پر فروغ.

Advertisements
Published in: on آوریل 2, 2008 at 12:21 ب.ظ.  Comments (2)  

The URI to TrackBack this entry is: https://safarezendegi.wordpress.com/2008/04/02/%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%be%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d9%84%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85/trackback/

RSS feed for comments on this post.

2 دیدگاهبیان دیدگاه

  1. سلام

    با این که حرفه ی اصلیم خبرنگاری نیست و اگر هم مطلبی در نشریه ای داشته باشم بیش تر جنبه تفننی دارد اما همیشه خبرنگاران را دوست داشته اخم و با بسیاری از آنها نیز روابط نزدیکی دارم.
    با دیدن وب شما هم خیلی خوشحال شدم واز خواندن مطالبتون لذت بردم.

    یا علی

  2. سلام . امیدوارم در نوروز 88 اگر حیاتی باقی باشد در استان بوشهر میزبان دوست عزیزمان باشم. راستی آقای احمدوند سنگ تمام گذاشتند؟


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: