تفاوت ناهار روزهای پنجشنبه از نگاه دو مدیر

پیش از ظهر یک روز پنجشنبه با یکی از مسئولان موسسه ای آموزشی برای مصاحبه قرار گذاشتم. مصاحبه طولانی شد و به ناچار ادامه گفت و گو به بعد از صرف ناهار موکول شد.تصورم بر این بود که در همان محل کار ُ ناهار خواهیم خورد. اما آن شخص از من دعوت کرد تا به اتفاق به یک رستوران در نزدیک همان محل برویم. در بین راه از او پرسیدم: شما روزهای پنجشنبه تعطیل هستید یا باید در محل کارتان باشید؟ جواب داد : بخش اداری که ما هم شامل آن هستیم تعطیل است. البته وقتی کار هست معمولا می آییم.دوباره گفتم: پس چرا پنجشنبه ها به شما ناهار نمی دهند؟ لبخندی زد و گفت: نمی دانم ُ فکر می کنم باید پنجشنبه ها از جیب بخوریم.

   وسط صرف غذا در رستوران بودیم که یکی از پرسنل خدماتی همان موسسه از در وارد شد و سفارش حدود ۱۰ پرس غذا را داد و بعد هم با همان غذاها رفت.من نگاهی به مسئول مورد نظر که ناهار را مهمانش بودم کردم و هیچ نگفتم. انگار هردو خیلی خوب حرف همدیگر را با همین نگاه فهمیدیم. بعد دوباره به او گفتم: مگر شما خودتان دوست دارید روز پنجشنبه به اداره بیایید؟ خندید و گفت: نه چون کار داریم از ما می خواهند که بیاییم.

بعد از صرف ناهار در مسیر بازگشت ُخاطره ای از یک مدیر مهربان و دوراندیش را برایش تعریف کردم. مدیری که رفتارش چنان است که اگر از همکارانش بخواهد روز جمعه هم با او همراهی کنند ُکسی دریغ نخواهد کرد.من چند پنجشنبه با این مدیر به دلایلی همراه بودم. یادم هست یک بار فرزندم نیز همراهم بود.وقت ناهار که رسید دیدم برای پسرم هم غذا آوردند. گفتم: من و پسرم با هم یک ناهار می خوریم و یقین بدانید که گرسنه از این جا نمی رویم. اما آن مدیر گفت: جلوی هر کدام از همکارانم یک پرس غذا هست ُ فرزند شما هم شخصیت دارد ُشاید او الآن چیزی نگوید اما دلش می خواهد که او را هم در محاسبه بیاورید. او هم باید غذایی جداگانه داشته باشد.

وقتی این نکته را برایش تعریف کردم تبسمی کرد و گفت: این هم نوعی نگاه است. خوشا به حال آنان که همکارانی مدبر و دوراندیش دارند. کسی که امروز به شخصیت یک کودک احترام می گذارد به یقین فردا نیز آن کودک در هر شرایطی برای او و تفکرش احترام قائل است.

Published in: on دسامبر 23, 2007 at 2:35 ب.ظ.  Comments (1)  

The URI to TrackBack this entry is: https://safarezendegi.wordpress.com/2007/12/23/%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%88%d8%aa-%d9%86%d8%a7%d9%87%d8%a7%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d9%86%d8%ac%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%af%d9%88-%d9%85/trackback/

RSS feed for comments on this post.

One Commentبیان دیدگاه

  1. یا حق
    سلام دوست عزیز
    وب خوبی داری
    خسته نباشی
    اساس وبلاگ هم همین است
    متاسفاه امروز در ایران استفاده وبلاگ همانند سایت شده (مثل وبلاگ خودم!)و حتی برخی ها از آن به عنوان رسانه هم استفاده می کنند که این شتباه محض است (به گفته مدیر بلاگفا) من یکی 2تا از خاطره هاتونو دست و پا شکسته خوندم به آدم اطلاعات خوبی میدهند. ممنونم
    (پاورقی): منبع حروف ابجد هم کتاب معروف کشکول جبهه است
    با لینک دانلود این کتاب آپم خوحال می شم بازم به وب دیگرت (رازرستگاری) نظر کنی.
    در پناه همدم هر بی همدمی موفق و موید باشی


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: