اتاق من در اختیارشماست چون خبرنگارهستید!

    دو سه سال پیش بود که برای پوشش خبری وعکس یکی از جشنواره های قصه گویی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان راهی زاهدان شدم. اولین بار بود که مدیر کانون پرورش این استان را از نزدیک می دیدم و با او آشنا می شدم. در همان بدو ورود از او خواستم تا امکانات استفاده از اینترنت را برای ارسال خبر و عکس در اختیارم بگذارد. او که خود آدمی اهل رسانه است  بلافاصله کلید اتاقش را در اختیارم گذاشت و گفت: تا روزی که اینجا هستید اتاق من در اختیار شماست. این هم رمز ورود به کامپیوتر من است. هر وقت هم کارت اینترنت خواستید به همکارانم سپرده ام که برایتان تهیه کنند.

     در طول برگزاری آن برنامه این مدیر خوب و ارزشمند از هیچ نوع همکاری دریغ نکرد. بالاخره آن برنامه هم مثل ده ها برنامه دیگر که من در آن حضور داشتم تمام شد.اما آنچه که تا امروز باقیست دوستی من و ایشان است. او با من همکاری نکرد بلکه بیشتر با خودش همراه بود. آن مراسم و دهها مراسم و برنامه شبیه آن برگزار می شود و سرانجام هم به پایان می رسد. اما تنها اخبار  گزارش ها   مصاحبه ها و تصاویر است که ماندگار می ماند.

یادش به خیر  آن روزها که با دکتر محمد دادگران استاد نازنین و ارجمند ارتباطات کلاس داشتیم  یک بار سر جلسه درس خاطره ای از اهمیت و ارزش کار خبرنگار و جماعت رسانه ای نقل کرد که جالب بود.من هم آن را برای شما نقل می کنم.او می گفت: یک بار در کشور فرانسه کنفرانس مهمی در حال برگزاری بود که خبرنگاری از در وارد شد.جایی برای نشستن او وجود نداشت.یکی از مسئولان برگزاری کنفرانس بلافاصله یکی از شرکت کنندگان را که در ردیف جلو نشسته بود مورد خطاب قرار داد و گفت:اگر امکان دارد لطفا» به بیرون از سالن تشریف ببرید و ادامه جلسه را از طریق تلویزیون های مدار بسته ملاحظه کنیدتا این شخص بتواند در اینجا بنشیند. آن فرد از مسئول مورد نظر سوال کرد ایشان کیست؟ آ  مسئول جواب داد: اگر شما اینجا نباشید فقط شما یک نفر متوجه نمی شوید که در این برنامه چه گذشته است  اما اگر این شخص اینجا نباشد  فرانسه نمی داند که در کنفرانس چه خبر بوده است.خلاصه این که آن شخص که احتمالا» صاحب مسئولیتی هم بوده ـچون در ردیف آول حضور داشته ـ بدون بحث و جدل آن فضا را ترک می کند و به خارج از سالن می رود.

چقدر خوب بود اگر مسئولان و صاحب منصبان این کشور هم چنین شناختی از جایگاه رسانه ها در عمل داشتند.البته در قالب حرف که همگی این نوع رفتارها را پسندیده می دانند.

Published in: on دسامبر 13, 2007 at 2:08 ب.ظ.  Comments (4)  

The URI to TrackBack this entry is: https://safarezendegi.wordpress.com/2007/12/13/%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d9%85%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%da%86%d9%88%d9%86-%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%b3%d8%aa/trackback/

RSS feed for comments on this post.

4 دیدگاهبیان دیدگاه

  1. با درود
    وبلاگ بسیار جالبی دارید که نشان دهنده زندگی پر ماجرای شما را دارد. بیشتر خاطراتتان را خواندم بسیاری از این مسائل که مطرح نمودید چنان طبیعی در روزمرگی ما وارد شده که بعضی وقتها با بیان آن از زبان دیگری میتوان به وجودش در اطرافمان پی ببریم.
    از آشنایی با وبلاگتان خوشحالم
    همچنین از حضورتان در وبلاگم ممنون

  2. دروود، موفق باشید جناب دیزجی

  3. سلام بزرگوار یه باره خر شدم وگفتم شیراز نمیام ولی هنوز احتمالا میتونم تصور کنم چطور عکاسی می کنی هر عکس لبخند تلخ عکاس است به روی هر چه ان طرف اوست بیا به ریش علم بخندیم قبل از اینکه به ریش ما بخندند تصور کن مقامات در مقابل دوربین چه حقارتی دارند کاش فقط عکاس می ماندم حالا معکوس شده ام افسوس شبت خوش

  4. سلام آقای دیزجی عزیز:
    زبان نوشتاری تان بسیار قابل تامل است. از اینکه در جشنواره شیراز موجبات آشنائیمان فراهم شد خرسندم و از عکس های زیبایتان ممنونم و برایتان آرزوی مو فقیت می کنم.

    به امید دیدار در یکی از سفرهای زندگیمان. . .


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: