پر کبوتر حرم علی(ع) بودن هم لذتی دارد

پشت پاکت در بسته نوشته بود: «لطفا شخصا ملاحظه فرمایید.» اسمش را که دیدم، یاد سفر زیارتی مشهد افتادم. در مسیر بازگشت از ماموریت کوناه 48 ساعته، کنار هم نشسته بودیم. او را می شناختم اما نه تا این اندازه که هم صحبت شدن در مسیر پرواز، زمینه ای فراهم کند تا یک سوغات جالب و جذاب و ارزشمند از نجف را به دستم برساند. اطلاع داشتم، مدیر بخش سرگرمی های سازنده کانون است.شنیده بودم از اهالی هنر است و در دانشگاه تدریس دارد.در طول پرواز با هم گپ زدیم. در عالم ذهن و رویا، سفرهایمان به عتبات عالیات را مرور کردیم. از خاطرات سفر به سوریه برای هم تعریف کردیم. آن قدر گپ زدیم که متوجه گذشت زمان نشدیم. آن بالا و بر فراز آسمان، از یادگارها و سوغاتی حرف زد که نشان از نگاه ظریف او داشت. در سفر هر کسی دنبال ارمغان خاصی است. بسیاری از هدایا معمول و متداول است. آوردن مهر و تسبیح و تربت از کربلا بسیار بدیهی است. اما اگر کسی در حرم امیر مومنان حضرت علی (ع) دنبال جمع کردن پر کبوتران حرم رفت و یکی یکی آن پرها را گرد هم آورد، باید انسان ظریفی باشد. نگاهش زیباست آن که این پرها را بردیدگان می گذارد تا همواره در اوج بودن علی(ع) را به خاطر داشته باشد. همین که احساس کرد دلم هوای حرم دارد, یکی از آن پرها را به شکل زیبایی لای یک کارت دست ساز گذاشت و برایم فرستاد. کنارش نوشته بود:

یا علی (ع)

تقدیم به برادر گرامی جناب آقای دیزجی

 امیدوارم این یادگار حرم مطهر آقا امیرالمومنین علی علیه السلام اسباب برکت برای شما و خانواده محترمتان باشد.

با تشکر مجید قادری 27/9/89

… و حالا همچون گذشته و بیش از هر زمان دیگر، امیدوارانه چشم به دستان با برکت مولا امیرالمومنین(ع) دوخته ام و یقین دارم که سرورم ، من و خانواده ام را در فراز و فرود روزگار در نظر داشته و خواهد داشت. بارالها، توفیق محب علی(ع) بودن را در دنیا و قبر و قیامت از ما مگیر و سایه اش را تا ابد برسرمان مستدام بدار.

راستی… کبوتر حرم مولا علی(ع) بودن هم عجب لذتی دارد.

Published in: on دسامبر 23, 2010 at 6:01 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  

پشت سر هر مرد موفق زنی انگشت به دهان ایستاده

به تازگی کتابی خریدم که پشت جلدش پنج جمله نوشته بود.

داخل کتاب بیش از هزار جمله وجود داشت در صدها باب.

جمله نخستش این بود: پشت سر هر مرد موفق زنی انگشت به دهان ایستاده.

جمله از بی دبلیو آلور …

مانده بودم چرا گردآورنده و مترجم کتاب از میان این همه جمله، این پنج تا را برگزیده و در صدر آنها این یکی را نوشته.

راستی چرا؟ راستی اسم کتاب….

اسم کتاب » فرهنگ گفته های طنزآمیز» است.

Published in: on دسامبر 10, 2010 at 9:28 ق.ظ.  (3) دیدگاه  
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.