عکس یادگاری با پدری که هزاران فرزند دارد

مصاحبه که تمام شد، دلم می خواست با او یک عکس یادگاری داشته باشم. تمام عکس هایی که تا این لحظه ثبت شده بود، به نشریه و کتاب های خیرین مدرسه ساز تعلق داشت. بنابر این دوربین شخصی خودم را به همکارم دادم و گفتم: تا حالا هر چه عکس گرفتی برای مصاحبه بود. حالا با این دوربین یک عکس برای خودم بگیر.
دخترش حمیرا هم ایستاد. من ناخواسته میان پدر و دختر قرار گرفتم. آمدم محل استقرارم را عوض کنم تا پدر در کنار دخترش قرار بگیرد که ناگهان گفت: شما هم مثل پسرم هستید. شاید من در ظاهر پسر ندارم، اما شماها هم مثل فرزندان من هستید. بعد هم لبخند زد تا خاطره تصویری ما شیرین و دلنشین باشد.
عکاس که این صحنه را دید، تقاضا کرد تا او هم در یک تصویر همراه با غلامرضا مردانی آذر باشد. با آن که خسته بود و نیاز به استراحت داشت، بی هیچ منتی پذیرفت.
… و حالا من و همکار عکاسم، یعنی کامران فریدونی، امروز با کسی یک عکس یادگاری داریم که هزاران کودک، نوجوان و جوان در سراسر این کشور، او را مثل یک پدر دوست می دارند. روح بلند غلامرضا مردانی آذر، خیر و نیکوکار نامدار ایران زمین همواره شاد.

Published in: on سپتامبر 26, 2010 at 11:24 ق.ظ.  (7) دیدگاه  

سر سفره ای بزرگ شدم که همیشه مهمان داشت

گفتم: کار خیر
گفت: ماهیگیری یاد بدهیم. ماهی را یک بار نوش جان می کنند و بعد تمام می شود.
پرسیدم: باید پول خرج کرد؟
پاسخ داد: هر کسی به اندازه توانش قدرت این کار را دارد. گاهی با یک راهنمایی کوچک می توان راه رستگاری را پیش پای انسانها هموار کرد.
سوال کردم: ناراحت نیستی فرزند پسر نداری؟
جواب داد: خیلی خوشحالم که دختر دارم. دامادهای من پسران من هستند.
برای خیلی ها عدد 13 شگون ندارد. اما برای این مرد خیر و نیکوکار، عدد 13 بسیار شیرین و دلچسب است. عظیم جساس زاده یکی از خیرین مدرسه ساز کشور است. ساعاتی پس از آن که من با او به گفت و گو نشستم، همراه با 12 عضو دیگر خانواده اش که همان دامادها و دختران و نوه هایش باشند راهی خانه خدا شد.پیش از آنکه روانه فرودگاه بشود دوباره پرسیدم و جواب گرفتم:
* از پدر و مادرتان بگویید.
** مادرم همیشه از حلال و حرام با ما حرف می زد. پدرم همیشه دوست داشت اگر یک لقمه نان درمی آورد؛ خانواده و رفقا از آن سفره بهره مند باشند. همیشه یک نفر غیر از اعضای خانواده ما سر سفره پدرمان حاضر بود.
* اثر کار خیر در زندگی شما؟
** بیش از آن اندازه که کسی بتواند فکرش را بکند از کار خیر بهره برده ام.
* گاهی یک توصیه در زندگی ماندگار می شود.
** یک بار همسرم به من گفت که هرگز پول زور و نادرست را به خانه ما نیاور.هر چه برای خود می خواهی برای خواهر و برادر و دیگر اعضای خانواده ات هم بخواه.
* و مهم ترین توصیه شما به فرزندانتان؟
** همیشه مهمان نواز باشند و مهمان را گرامی بدارند.
امروز جمعی از دانش آموزان در شهر دزفول در مدرسه ای تحصیل می کنند که این مرد نیکوکار پایه آن را بنیان نهاد.

Published in: on سپتامبر 5, 2010 at 1:41 ب.ظ.  (4) دیدگاه  
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.