خیلی اتفاقی از برپایی اولين كارگاه آموزشي پيشرفته برنامه ريزي ارتباطي در روابط عمومي مطلع شدم. این کارگاه که تحت عنوان برنامه ريزي ارتباطي، ارتقاي سرمايه اجتماعي و راه حلهاي سنجش و اندازه گيري آن در روابط عمومي، برگزار می شد، مخاطبان بسیاری داشت. کارگاه دو سخنران داشت و کارشناسان و مدیران تعداد قابل توجهی از سازمان ها و ادارات در این برنامه حضور داشتند. همانطور که اتفاقی از این برنامه مطلع شده بودم، به لطف یکی از دوستانم هم توانستم در این برنامه حضور پیدا کنم.
اولین سخنران یعنی حميد شكري خانقاه نکات مختلفی را با حاضران در میان می گذاشت. ارتباط جلسه دو سویه بود. از اصول اولیه و پایه در برنامه ریزی تا سرمایه اجتماعی در روابط عمومی با حاضران در جلسه سخن می گفت. لابلای هر بخش از برنامه سوالاتی را نیز با حاضران در میان می گذاشت و جواب می گرفت.
در بخشی از این برنامه، یکی از حاضران به اهمیت ندادن برخی مدیران سازمان ها به جایگاه روابط عمومی اشاره کرد. او معتقد بود حداقل در سازمان خودش مقامات بالاتر برای روابط عمومی و کارشناسان آن، جایگاه لازم را در نظر نمی گیرد و به آنان توجه کافی نمی شود.
اینجا بود که حمید شکری سوالی را با حاضران در میان گذاشت. او پرسید: از میان شما صد و چند نفری که اینک در جلسه حضور دارید، چه تعداد هستند که در طی سه سال اخیر حداقل 5 کتاب در حوزه روابط عمومی خوانده باشند؟
شاید حدود 6 یا 8 دست بیشتر بالا نرفت. دوباره همان سوال را پرسید با این تفاوت که حداقل سالی یک کتاب مطالعه کرده باشند. این بار هم کمتر از 10 نفر دست بالا بردند.
اینجا بود که شکری حاضران در جلسه را خطاب قرار داد و گفت: وقتی سالی یک کتاب هم در حوزه تخصص حرفه ای خودتان نمی خوانید، چطور انتظار دارید مدیران دستگاه ها و سازمان های شما، برای روابط عمومی جایگاهی بالاتر از وضعیت امروز را در نظر بگیرند؟
حرفش منطقی بود و هیچ پاسخی نداشت.
راستی چطور می توان بدون اطلاعات کافی وارد یک عرصه شد و اظهار توانایی کرد؟ او این حرف را در حوزه روابط عمومی زد اما در سایر حوزه ها و تخصص ها هم شاید بتوان چنین نقایصی را شاهد بود. ما روزگاری می توانیم در اوج باشیم که همواره برابر علم روز نیز از آگاهی و دانش لازم برخوردار شویم.